به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نوسازی صنعت کشاورزی برای این رشته از فعالیتهای اقتصادی در ایران یک چالش اساسی بشمار میرود. هر گاه که قیمتهای اقلام غذایی در ایران رو به افزایش میگذارد، مساله نوسازی بخش کشاورزی نیز تبدیل به بحث روز میشود ولی سوای از این زمان ها، این بخش همچنان به فراموشی سپرده میشود. معهذا، از دیدگاه کسانی که به فعالیتهای کشاورزی مشغول هستند، این موضوع بیانگر ملاحظاتی چون آینده این صنعت و رقابتهای موجود است.


یکی از دلائل آهنگ آهسته پیشرفت در امر نوسازی کشاورزی، فقدان توجه و پشتیبانی عمومی از آن است. این امر بسیار باعث تاسف است، زیرا نوسازی کشاورزی برای سلامت اقتصادی در کل بسیار حیاتی است و این امر بر مسیر توسعه صنعتی کشور تاثیر میگذارد. بدین ترتیب، مساله نوسازی کشاورزی نه فقط برای کسانی که درگیر فعالیت های مرتبط با کشاورزی هستند، بلکه برای همه دست اندرکاران صنایع کشور اهمیت دارد.

 این روزها، مسئله نوسازی کشاورزی برای همه حائز اهمیت است زیرا افزایش قیمت مواد غذائی مطرح است. نارسائی ها در روشهای جاری، مساله انتخاب بین دانه ها، کودها، مراحل کاشت و برداشت، و نیز مدیریت منابع آبی باعث میشود که هزینه های تولید در مملکت بالاتر از موارد مشابه در کشورهای مجهز به بخش کشاورزی صنعتی شده باشد. از بین بردن این نارسائی ها موجب کاهش هزینه های تولید و نیز کاهش قیمت اقلام غذائی میشود.


نوسازی کشاورزی از لحاظ امنیت غذائی نیز مهم است. فن آوریهای جدید باعث استفاده از دانه ها و گیاهان مقاوم در برابر امراض و خشکسالی میشود و در نتیجه نوسانات مربوط به سطح تولید در سالهای مختلف را کم میکند. در صورتی که موضوع نوسازی کشاورزی به صورت مرتب و منظم دنبال شود، این امر منجر به تجدید سازمان بخش کشاورزی شده و در عین حال نیازمند تصمیم گیریهای اساسی درباره اختصاص منابع به محصولات متفاوت است. همانطوری که در مقاله قبلی ما درباره خودکفائی کشاورزی اشاره کردیم، اینگونه تصمیمات روی میزان اتکای ما به واردات جهت تامین مواد غذائی مورد نیاز مان اثر میگذارد.


حتی سیاست و خط مشی هائی که با بالاترین درجه حسن نیت اتخاذ میشوند، چنانچه منطق سیاسی را بجای دلائل علمی پایه خود قرار دهند، منجر به صدمه زدن به امنیت غذائی میشوند.


طرفداران حفاظت از محیط زیست نیز در قضیه نوسازی کشاورزی دست دارند، بخصوص از لحاظ نوسازی سامانه های مدیریت منابع آبی. زیرساخت فعلی آبیاری کشور در حال حاضر قدیمی است و باعث به هدر رفتن منابع میشود. در شرایطی که منابع آب شیرین هر سال کمتر میشود، به روز رسانی این سامانه ها امری ضروری است.


بخش صنعتی کشور بایستی به فکر بخش کشاورزی باشد، زیرا توسعه صنعت با نوسازی کشاورزی همراه است. اگر این دو با هم همراه نباشند، بازارها دچار اغتشاش میشوندو رشد اقتصادی صدمه میبیند. برای نمونه، مساله تقاضا برای محصولات صنعتی را در نظر بگیرید، مادامی که بخش کشاورزی به روش های سنتی و کارگر بر متکی است، رشد بخش صنعتی محدود خواهد بود زیرا پائین بودن دستمزدهای کارگران مشغول دربخش کشاورزی نمیتواند تقاضای کافی برای پشتیبانی از رشد صنعتی را ایجاد نماید.


بخش صنعت برای نوسازی خود به کشاورزی نیاز دارد و این امر بخصوص برای ماشینی کردن فعالیتهای کارگربر و بالنتیجه ترویج حرکت کارگران بسوی بخش های تازه و دستمزدهای بیشتر صدق میکند. عکس آن هم صادق است، زیرا بخش کشاورزی به بخش صنعتی قوی برای توسعه خودش متکی است. رشد صنعتی باعث جذب کارگران از بخش کشاورزی بسوی خودش میشود و انگیزه هایی برای سرمایه گذاری در وسائل صرفه جوئی کننده در میزان کار میشود. برای نمونه مهاجرت جمعی کشاورزان روستائی چینی به شهرها باعث تشویق چین به نوسازی کشاورزی در سطح وسیعی شده است. تا زمانی که نیروی کار ارزان موجود باشد، سرمایه گذاری لازمه برای دستیابی به تجهیزات جدید و گران قیمت و نیز وسائل کاشت و برداشت صورت نخواهد گرفت.


این پویائی در رابطه بین سرانه تولید ناخالص داخلی و نسبت نیروی کار در بخش کشاورزی که قبلا بدان اشاره شد مشهود است. کشورهایی که دارای بخش های گسترده کشاورزی هستند، سرانه تولید ناخالص داخلی آنها بطور متوسط کمتر از کشورهای دارای بخش های کشاورزی کوچکتر هستند. در عمل دیده میشود که کشورها با کاهش بخش کشاورزی باعث افزایش تولید ناخالص داخلی نمی شوند. بلکه رشد در آنها نتیجه حمایت از مهاجرت کارگران از کشاورزی به صنعت و متعاقب آن پیشرفت هر دو بخش مزبور است.


متاسفانه، در شرایط جاری اقتصادی، این رابطه پویا بین صنعت و کشاورزی غیر ممکن است. بیکاری شدید به معنی عرضه بیش از حد نیروی کار ارزان است. تحت این شرایط، معنی ندارد که بخش کشاورزی در تجهیزات جدیدسرمایه گذاری کند، بخصوص که نرخهای  بهره و تورم نیز بالا هستند. دولت قول داده است که حدود 150 تریلیون ریال امسال صرف نوسازی کشاورزی کند ( حدود 12 میلیارد دلار). معهذا همین اقدامات که برای تقویت بخش کشاورزی پیش بینی شده اند، امکان دارد باعث صدمه به این بخش شود. در شرایطی که نرخ بیکاری بالای 20 درصد است، زمان اجرای اصلاحات مربوط به صرفه جویی در نیروی کار نیست. باید سئوال کرد: اینهمه کارگر که در اثر آمدن ماشین آلات جدید بیکار و آواره میشوند به کجا باید روی بیاورند؟

 

البته شاید جای نگرانی نباشد چون در سال گذشته فقط 12 تریلیون ریال به بخش کشاورزی اختصاص یافت. در شرایطی که تحریم ها باعث کاهش درآمدهای دولت میشوند، احتمال اندکی هست که این میزان ده برابر شود.


یکی از محلهایی که وجوه مربوط به نوسازی کشاورزی را میتوان اکنون صرف آن کرد ارتقا سطح مدیریت سامانه های آبی است. اینگونه طرح ها میتواند باعث بکار گماردن افراد بیشتری در بهبود زیرساختهای ما شود و در عین حال به کشاورزان کمک کرده و باعث حفظ منابع طبیعی شود.


بمنظور موفقیت گسترده نوسازی کشاورزی، ما نیاز داریم که اقتصاد خود را از طریق کاهش بیکاری و تورم تثبیت کنیم. تنها در شرایط ثبات اقتصادی، کشاورزی و صنعت میتوانند دست در دست یکدیگر اقتصاد ایران را متحول کرده و باعث توسعه هر دو بخش شوند و سطح زندگی را در تمام کشور ارتقا بدهند.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: