به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

آیا افزایش همکاری های سیاسی و اقتصادی با روسیه یک مزیت تاکتیکی است یا راهبردی؟ آیا با توجه به اینکه برجام و دوران پساتحریم فرصت و گزینه ارتباط با جامعه بین المللی به ویژه غرب را پیش روی ما قرار داده افزایش سطح روابط با روسیه و یا پیوند سیاسی و اقتصادی نزدیک با آن کشور به نفع ماست؟ آیا روسیه یک شریک مناسب است یا یک رقیب؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، جمهوری اسلامی ایران و روسیه در حاشیه اجلاس مجمع کشورهای صادرکننده گاز و در راستای تعمیق و تحکیم همکاری‌های مشترک ، ٧ سند و یادداشت تفاهم همکاری امضا کردند.

مهدی سنایی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه گفت: خط اعتبار ارزی 40 میلیارد دلاری کشور روسیه برای سرمایه‌گذاری در 35 پروژه بزرگ صنعتی و اقتصادی در ایران فعال شده است.

از سوی دیگر، حمید ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رئیس جمهوری با اشاره به سفر ولادیمیر پوتین به ایران و دیدار او با مقامات عالیرتبه کشورمان گفت: دو کشور تصمیم گرفته اند روابط خودرابه سطحی راهبردی ارتقاء دهند.  

ابوطالبی افزود: تعاملات روزافزون، همکاری وسیع دو کشور از مسائل سیاسی و هسته ای گرفته تا دفاعی و اقتصادی، درطی دوسال نشان می دهد که دو کشور تصمیم گرفته اند روابط خود را به سطحی راهبردی ارتقاء دهند؛ مسائل منطقه ای را حل، و با تروریسم مبارزه نمایند و درسطح جهانی باهم تعامل کنند. از نظر معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور اهداء سپر تاریخی به دکتر روحانی درسال گذشته و قرآن خطی به مقام معظم رهبری در جریان سفر اخیر توسط پوتین، نشانگر عمق اعتماد پدیدآمده میان ایران و روسیه است.

سوالی که باید مطرح باشد این است که آیا به خاطر دریافت دو هدیه نفیس باید منافع درازمدت و راهبردی کشور را نادیده انگاشت و از نگاهی واقعبینانه به تحولات منطقه ای و جهانی فاصله بگیریم؟

شاید برخی از بزرگ نمایی های این رویداد به خاطر ذهنیت به روز نشده ما از روسیه دارد. به نظر می رسد رسوبات فکری و ایدئولوژیکی به جا مانده از دوران جنگ سرد هنوز در پس تفکرات ما وجود دارد و روسیه را یک ابرقدرت در مقابل نظام سلطه غرب می بینیم. به نظر می رسد چنین نگاهی نیاز به بازبینی و اصلاح دارد.  با یک نگاه اجمالی به فعالیت های سیاسی و اقتصادی کشورهایی چون چین و روسیه می توان رگه های رفتارهای امپریالیستی را بیشتر در تلاش های آنان دید تا کشورهای غربی حتی آمریکا. شاید گزاف نباشد اگر بگوییم روسیه بیشتر به ما نیاز دارد تا ما به روسیه.  افزایش تمایلات روسیه برای پیوندهای سیاسی و اقتصادی با ایران در جهت منافع درازمدت ملی آن کشور است و ما باید در این مقطع هوشیارانه منافع درازمدت خود در پیوند با روسیه را مورد ارزیابی قرار دهیم.   

اقتصاد روسیه در وضعیت مطلوبی نیست و پیوند اقتصادی ما با این کشور نمی تواند در این مقطع و در درازمدت وصلت مبارکی باشد. ارزش روبل روسیه در مقابل دلار در یکی دو سال اخیر نصف شده است و آینده قیمت جهانی نفت می تواند اقتصادی روسیه را با یک بحران جدی دیگر مواجه کند. لازم به یادآوری نیست که در دوران تحریم ها بحث های زیادی پیرامون تهاتر و سوآپ نفت و کالا با روسیه به میان آمد که همگی متأثر از فرهنگ مضر دور زدن تحریم ها بود و همگی بی نتیجه و بی ثمر.  امروز نیز پیوند زدن اقتصاد کشور با اقتصاد روسیه که رشد منفی تقریبا چهار درصدی را تجربه می کند و آینده اش نیز تابع قیمت جهانی نفت است می تواند یک اشتباه تاکتیکی باشد.

واحد اطلاعاتی اکونومیست معتقد است قیمت پایین نفت فشار زیادی بر اقتصاد روسیه وارد کرده است و اقتصاد این کشور بر اساس برآورد اکونومیست در سال 2015 میلادی شاهد 3.8 درصد انقباض خواهد بود.  نرخ تورم بالا باعث سقوط شدید دستمزد حقیقی در روسیه شده است. سیاست های پولی بسته و کاهش اشتیاق نسبت به کسب و کار باعث کاهش سرمایه گذاری شد ه است. انتظار می رود تولید ناخالص داخلی روسیه در سال آینده میلادی نیم درصد کاهش پیدا کند. بودجه هزینه های عمومی متأثر از کاهش بهای نفت در سه سال آینده کاهش خواهد یافت تا بتواند کسری بودجه را محار کند.

گزارش های ماهانه بانک جهانی هم از تحولات اقتصادی روسیه چندان امیدوار کننده نیست. در گزارش ماه اوت آمده اقتصاد روسیه در سه ماهه دوم سال با انقباض 4.6 درصدی مواجه بوده و این کاهش در ادامه کاهش 2.2 درصدی در سه ماهه نخست گزارش شده است. در ماه ژوئیه نرخ تبدیل روبل به دلار به پایین ترین میزان خود از ماه فوریه گذشته رسید. گزارش ماه سپتامبر بانک جهانی از تداوم کاهش قیمت نفت به بشکه ای 40 دلار خبرداد که باعث افزایش فشار بر روبل شد. رشد اعتبارات به واسطه حاشیه سود پایین برای بانک ها محدود شد که این امر میزان ریسک بانک ها را بالا برد. نظام بانکی روسیه با مشکل ریسک ساختاری مواجه است. در ماه اکتبر شورای اروپا از ادامه تحریم ها علیه روسیه تا ماه مارس 2016 خبر داد. در همین گزارش به رکود اقتصاد روسیه اشاره شد  و گزارش ماه نوامبر حاکی از کاهش صادرات انرژی روسیه دارد.

هرچند برخی محافل اقتصادی معتقدند نشانه هایی از بازگشت اقتصاد روسیه وجود دارد اما در عین حال این موضوع با برخی تحولات سیاسی دیگر نیز گره خورده است. عوامل ژئوپولتیک در اوکراین و هم اکنون در سوریه از دیگر نکاتی است که باید مورد توجه ما قرار بگیرد.  در ماه سپتامبر گذشته، شورای فدراسیون روسیه مداخله نظامی در سوریه را تصویب کرد. برخی از کارشناسان معتقدند این اقدام احتمالا به منظور دور کردن اذهان عمومی از بحران اوکراین و مطرح کردن روسیه به عنوان بازیگری کلیدی در امنیت منطقه است.  همین نکته در کنار تداوم تحریم های اتحادیه اروپا علیه روسیه می تواند ایران را در دید سرمایه گذاران خارجی به خصوص در اتحادیه اروپا هم ردیف روسیه قرار دهد و ریسک جذب سرمایه گذاری خارجی در ایران را افزایش دهد.  

هر چند تا کنون دیدگاه های مسئولان نظام با دیدگاه های روسیه در قبال راه حل خروج از بحران سوریه نزدیک تر بوده اما نباید استقلال سیاسی خود و همچنین امکان همکاری با جامعه بین المللی را به واسطه نزدیک تر شدن سیاسی و یا اقتصادی با روسیه تحت الشعاع قرار دهیم.  روسیه نباید از ما به عنوان سربازان پیاده خود در سوریه استفاده کند و ما نیز نباید اجازه دهیم که استقلال سیاسی ما در قبال مشارکت در حل بحران سوریه تحت الشعاع سرمایه گذاری های روسی در پروژه های کشور باشد.  دوران پساتحریم دورانی است که درهای بسته بسیاری به روی کشور باز شده و ما باید با ذهنی بازتر از گذشته و با در نظر گرفتن فضای پسابرجام و پساتحریم شرکای آینده سیاسی و یا اقتصادی خود را انتخاب کنیم. امروز ما حق انتخاب داریم و مانند دوران تحریم ها مجبور نیستیم دست بسته به چند کشور محدود برای جلب حمایت سیاسی آنها امتیازات اقتصادی بدهیم. 

هرچند برگزاری اجلاس گازی تهران در افق پسابرجام نشان از اهمیت تداوم سیاست تعامل سازنده با جامعه بین المللی دارد اما به خصوص در مورد صادرات گاز باید بدانیم که روسیه شریک ما نیست بلکه رقیبی است که به واسطه نزدیکی با او ما از امکان بهره برداری بهینه از فرصت های صادرات انرژی محروم خواهیم شد.

موافقتنامه های امضا شده گازی میان روسیه و ایران روی کاغذ به نفع ایران است اما چنانچه سابقه این نوع قراردادها میان روسیه و ایران و یا روسیه و دیگر کشورها مانند اوکراین گواهی می دهد، روسیه در زمان اجرا دبه در می آورد و با تأخیر در اجرا وزنه را به طرف خود سنگین تر می کند.

روسیه رقیب است نه شریک. بسیاری از ما حمایت های روسیه از صدام در دوران هشت سال دفاع مقدس را به یاد داریم. هرچند باید رو به آینده داشت اما باید هوشیار باشیم که حمایت روسیه از صدام بعدها به اصطلاح به دفاع از ایران در مقابل تحریم های بین المللی در ذهن سیاستگذاران کشور تبدیل شد. به همین روال اولویت های روسیه ممکن است در آینده تغییر کند و حاصل این به اصطلاح شراکت ما چیزی جز پشیمانی در بر نداشته باشد.

ابراهیم اصغرزاده از جمله فعالینی است که منتقد روس گرایی است و معتقد است روسیه نه تنها در بازار انرژی بلکه حتی در مبارزه با تروریسم رقیب ایران است. وی می گوید: باید گفت روس‌ها در مبارزه با تروریسم نه‌تنها متحد پایداری به‌حساب نمی‌آیند و شریک قابل اعتمادی نیستند که هرگاه منفعتشان حکم کند پشت ایران را خالی خواهند کرد. روسیه حتی در مبارزه با تروریسم نیز رقیب ماست نه شریک ما؛ این یک مصداق بود. در بازار جهانی انرژی، در رژیم حقوقی دریای خزر، در همکاری تجاری با کشورهای آسیای میانه و قفقاز، رقابت بر سر مسیرهای حمل‌و‌نقل و بازار مربوط به کشورهای منطقه و در همه‌جا روسیه رقیب ماست نه شریک.  از سوی دیگر و به عقیده سفیر ایران در مسکو، روابط ایران و روسیه در موضوع سوریه ـ بر خلاف آنچه برخی مطرح می کنند ـ روابطی مبتنی بر همکاری تاکتیکی نیست؛ بلکه ماهیتی استراتژیک دارد. 

فریدون مجلسی در روزنامه قانون نیز به این موضوع اشاره می کند و می گوید: روسیه د‌‌‌‌‌ر موضوع گاز رقیب اصلی ایران است، و البته د‌‌‌‌‌ربرخی مسائل فنی وتولید‌‌‌‌‌ات نظامی امکان همکاری‌هایی وجود‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌. وی افزود  امید‌‌‌‌‌ می رود‌‌‌‌‌ [این همکاری ها] بتواند ‌‌‌‌‌موجب کاهش بی اعتماد‌‌‌‌‌ی شود ‌‌‌‌‌و توسعه رابطه ای برابر و د‌‌‌‌‌رشأن د‌‌‌‌‌و کشور مهم همسایه کمک کند‌‌‌‌‌. بد‌‌‌‌‌یهی است که بیشترین روابط اقتصاد‌‌‌‌‌ی و مراود‌‌‌‌‌ات باید ‌‌‌‌‌میان همسایه ها برقرار باشد‌‌‌‌‌، اما رعایت استقلال ملی و قرار نگرفتن د‌‌‌‌‌ر مد‌‌‌‌‌ار اقتد‌‌‌‌‌ار و مسائل د‌‌‌‌‌یگران نیز بسیار مهم است.

هرچند همکاری با روسیه در زمینه اجرای برجام بسیار اهمیت دارد اما امیدواریم مسئولان کشور با هوشیاری بیشتر، اولویت های راهبردی را در نظر بگیرند و حتی با توجیه مزیت های تاکتیکی ممکن ولی کوتاه مدت استقلال ملی را خدشه دار نکنند. اینکه در پی تشدید تنش های روسیه و ترکیه وزیر کشاورزی روسیه بگوید "گوجه فرنگی را به جای ترکیه از ایران می خریم" ماهیت استراتژیک ندارد، یک مزیت تاکتیکی هم تلقی نمی شود و یک پیروزی دیپلماتیک هم برای ما نیست!

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: