به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

این متن را یکی از خوانندگان سایت تاجران در پاسخ به مقاله تروریسم و افراطی گرایی، دشمن تجارت و توسعه ارائه کردند که از ایشان سپاسگزاریم.

پس از حملات تروریستی داعش در پاریس و پوشش گسترده خبری آن، مردم و دولتمردان کشورهای مختلف به همدردی با آسیب دیدگان و بازماندگان این خشونت ها پرداختند. در ضمن یک موج گسترده ای هم شکل گرفته که خواستار مبارزه با ایدئولوژی و تصحیح تفسیرهای منحرف از اسلام است و از لزوم تساهل بیشتر و گفتگوی بین تمدن ها سخن می گوید. این واکنش ها قابل پیش بینی بود، ولی باید توجه داشت که پیش فرض این واکنش ها این امر است که ریشه مشکل افراطگرایی و جریان های خشونت طلب، افکاری است که از مسیر اصلی خود منحرف شده اند و در همین راستا، راه حل پیشنهادی برای این مشکل هم تاحدی در تصحیح این افکار انحرافی خلاصه می شود. در عمل این پیشنهادات به این معنی است که ما به افراطگرایان نشان دهیم نگرشی که به آن رسیده اند اشتباه است و نگرش ما تفسیر درست تری از دین و فرهنگ است. یک پیش فرض بدتری هم وجود دارد که در واقع اظهار می کند برخی ادیان و فرهنگ ها هستند که به طور طبیعی به افکار و رفتارهای  انحرافی کشیده می شوند. ولی واقعیت این است که اگر ما اندکی فکر کنیم می بینیم که چندان دشوار نیست انسان ها به ورطه خشونت گرفتار شوند و هر ملتی که ادعا کند از این گونه رفتارها و ریسکها مبراست، ادعای صحیحی طرح نکرده است.

رویکردهای فوق الذکر به ایدئولوژی ها به عنوان یک عامل اصلی و به قول معروف یک متغیر مستقل نگاه می کنند و این دقیقا مشکل این نوع رویکردهاست. در واقع در این نوع نگاه، تلاش بر این است که تغییر رفتارها و گرایش ها انحصارا از طریق فکری توضیح داده شود که در سر یک فرد افراطگرا شکل می گیرد. ولی باید گفت که این نوع نگاه چندان پخته نیست و دستاوردهای دستکم 70 سال کار تحقیقی در حوزه علوم اجتماعی را نادیده می گیرد. این تحقیقات نشان می دهند که شرایط اجتماعی و ساختاری است که به افکار و رفتارهای مختلف می انجامد. 

البته شکی نیست که زمینه های ایدئولوژیک و فکری هم توجیه گر بخش مهمی از رفتارها و گرایش های گروه داعش در کلیتش می باشد. البته باید توجه داشت که از این جهت داعش تفاوت عمیقی با ایدئولوژی القاعده ندارد، ولی در عمل گروه القاعده هیچگاه قدرت انسانی و تسلط داعش بر منابع و سرزمین ها را نداشت. به همین علت می توان نتیجه گرفت که داعش به جای اینکه از جهت فکری و یا تبلیغاتی تفاوتی با القاعده داشته باشد، شاید از جهت سازمانی از این گروه پیشی گرفته است.

حال اگر تفاوتی ماهوی میان ایدئولوژی داعش و القاعده وجود ندارد، در آن صورت باید به شرایطی توجه کنیم که باعث شکل گیری و موفقیت داعش شده. با یک نگاه گذرای تاریخی می توان دید که همه این ایدئولوژی های افراطگرایانه محصول شرایط عینی کشورهای زادگاهشان بوده اند. در این زمینه می توان به این موارد اشاره کرد: مصر (حسن البنا، سید قطب و اخوان المسلمین در پی حضور استعمار در مصر و سپس رژیم عبدالناصر)، فلسطین ( بنیادگرایی در پی شکست و تحقیر از سوی صهیونیسم)، افغانستان ( عبدالله یوسف عزیز و اسامه بن لادن در زمان اشغال از سوی شوروی) و عربستان سعودی ( کشوری که برغم ثروت حاصل از نفت، خود را در برابر حمله صدام حسین ضعیف دید و این امر به نارضایتی های گسترده انجامید و بن لادن را به براندازی رژیم آل سعود سوق داد.)

اشتباه مهمی که القاعده مرتکب شد این بود که سودای خلافت را در قالب هدف قرار دادن عربستان سعودی شکل داد و فراموش کرد که این کشور برغم درگیری های داخلی هنوز یکی از کشورهای قدرتمند بود. نکته دوم هم این بوده که افغانستان پایگاه اصلی القاعده در افغانستان بود که در آن زمان کشوری از هم گیسخته بود و القاعده علاوه بر طالبان باید با قبائل قوی و غیر ایدئولوژیک طرف می شد و با توجه به این شرایط، القاعده نمی توانست به طور یکجانبه کنترل و تسلط خود را در منطقه افزایش دهد. از سوی دیگر، داعش در وضعیت ایدآلی قرار داشت. نه تنها سوریه و عراق کشورهایی ضعیف و نابسامان بودند، بلکه عراق محل هزاران تن از افراد نظامی و اطلاعی بعثی بود که بعد از سقوط رژیم صدام از وضعیت موجود رضایت نداشتند و از قدرت گرفتن شیعیان هراسان بودن و به همین علت برای بدست گرفتن قدرت به کمک داعش رفتند. اگر هم فرض را بر این بگیریم که برخی این بعثی ها واقعا ایدئولوژی داعش را پذیرفته باشند، باز هم این امر تنها این موضوع را تائید می کند که فرصت های موجود از یک سو، و ساختار قدرت از دیگر سو در داعش با هم در تعاملند و یکی تقویت کننده دیگری است.

داروی درد انحرافات ایدئولوژیک و رفتارهای افراطگرایانه حرف های شعاری و کلیشه ای نیست. واقعیت این است که تنها با ایده و حرف و یا جنگ و زور نمی توان بر این ایدئولوژی ها چیره شد و راه حل باید چیزی باشد در بین این دو گزینه. این راه میانی همانا ایجاد و تقویت ساختارهای مشخص و مستحکم سیاسی و نظامی است که از یک سو توانایی شکست دادن جریان های افراطی و تامین امنیت برای مردم را داشته باشند و از دیگر سو روندهای سیاسی فراهم کنند که به قدرت بیش از پیش مردم بیانجامد. این روند مستلزم خواست سیاسی و ثبات قدم است و تقابل مستقیم ایدئولوژیک پاسخگوی مشکل نیست.

خوشبختانه اجماعی در سطح جهانی در حال حصول است و توافقی در حال شکل گیری است که چنین رویه ای باید در سوریه دنبال شود. همکنون کشورها بیش از پیش عملگرایانه برخورد می کنند و تمایل بیشتری برای مذاکره بر سر این موضوع نشان می دهند. این روند در عراق هم باید پیگری شود و روندی در جهت وحدت ملی در آن کشور حاصل گردد. اگر این گزینه ها عملی نشود، شکی نیست که سوریه بیش از پیش از هم گسیخته و ناکارآمد خواهد شد و مالا بیش از پیش به محل مناسبی برای بروز و گسترش نسخه های مختلف ایدئولوژی ها و رفتارهای افراطگرایانه بدل خواهد گشت.

ارادتمند، خواننده وفادار شما

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: