به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

با عدم موفقیت مجدد مذاکرات هسته ای اخیر در دستیابی به نتایجی ملموس، این سوال مطرح است که باید شاهد چه اتفاقاتی در شش ماه آینده باشیم؟

البته یک اتفاق محتمل است که توافقی حاصل شده باشد.  با وجود گزارشات مبتنی بر عدم رضایت طرفین مذاکرات مسکو، به نظر می رسد همه به اجماعی رسیده باشند که بالاخره وقت آن رسیده که به این بحران خاتمه داده شود و مذاکرات باید جایی به پایان برسد.  برنامه هایی برای ادامه مذاکرات در سطح فنی در استانبول در جریان است و شرکت کنندگان در این مذاکرات تاکید کرده اند که این مذاکرات پایان مذاکرات سیاسی نخواهد بود.  دستیابی به یک راه حل نیازمند انعطاف هر دو طرف است تا هر دو طرف بتوانند از مذاکرات پیروز بازگردند.  نارضایتی کنونی که از طرف طرفین حاضر در مذاکرات مسکو ابراز شده ممکن است نشانی از پیشرفتی باشد که برای عموم مردم مشهود نیست. 

با این وجود به نظر نمی رسد که چند دهه درگیری راه حلی پیدا شود در حالی که گزینه ای مشهود نیست. این امر ما را بر سر یک سه راهی قرار می دهد تا یکی از این سه سرنوشت را انتخاب کنیم.

1. شکست مذاکرات هسته ای بیشتر به ضرر غرب تمام خواهد شد تا ما.  آمریکا و اروپا تحت فشار خواهند بود تا به میز مذاکرات بازگردند و یا هزینه سیاسی عدم موفقیت خود در حل این بحران را بپردازند. 

این ذهنیت در میان آن دسته از مسئولان دولت رواج دارد که بر اهمیت اقتصادی صادرات نفت ایران برای جامعه بین المللی تاکید دارند.  به نظر این گروه، یک درگیری نظامی در منطقه باعث بالا رفتن قیمت نفت خواهد شد و این امر به ضرر اقتصاد آسیب پذیر آمریکا و اروپا تمام خواهد شد.  با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، اوباما به خاطر بالا رفتن قیمت نفت مورد سرزنش واقع خواهد شد و برای حل این مسدله مجبور به از سر گیری مذاکرات خواهد شد. 

این موضعگیری نتیجه برداشت غلط از سیاست در آمریکا است.  اوباما بیش از سایر رقبای خود به مذاکره تمایل نشان داده است.  سناتورهای هر دو حزب، جمهوریخواه یا دمکرات، از اوباما خواسته اند تا شرایط سخت تری را در مذاکرات اعمال کند.  آنها می خواهند ما در قبال تعلیق تحریم ها فوردو را سریعا ببندیم، اورانیوم را بیش از 5 درصد غنی نکنیم و تمام اورانیوم غنی شده بالای 5 درصد را به خارج از ایران منتقل کنیم.  بنابراین اگر اوباما با ما به توافقی برسد بیشتر تحت فشار رقبا و مخالفین سیاسی خواهد بود تا اینکه مذاکرات را رها کند.

حال اگر تصور کنیم که میت رامنی جمهویخواه برنده انتخابات ریاست جمهوری در ماه نوامبر بشود، آینده یافتن راه حل دیپلماتیک برای بحران هسته ای به مراتب تاریک تر خواهد شد.  رامنی از اوباما به خاطر اینکه در مقابل ما ضعیف عمل کرده انتقاد کرده و می کند.  موضع رامنی به مراتب سرسختانه تر است که در آینده به نفع ما تمام نخواهد شد. 

در عین حال هیچ تضمینی وجود ندارد که قیمت نفت در واکنش به شکست مذاکرات بالا برود.  قیمت کنونی نفت با در نظر گرفته شدن احتمال یک درگیری نظامی در منطقه تعیین شده.  در حالی که در اینجا نسبت به مذاکرات  بسیار خوشبینانه صحبت می شود، غرب همچنان به آن چندان خوشبین نیست.  با وجود اینکه روزنامه های غربی تحلیل های خوشبینانه ای هم در مورد دستیابی به یک راه حل دیپلماتیک ارائه می دهند ولی بدبینی قابل توجهی هم نسبت به آینده مذاکرات وجود دارد.  بیشتر تحلیلگران تعهد ما به مذاکرات را زیر سوال می برند.  عربستان سعودی، لیبی، عراق و دیگر کشورها مجددا به غرب اطمینان داده اند که در صورت نیاز میزان تولید نفت خود را بالا خواهند برد.  بعید به نظر می رسد که تنها به خاطر شکست مذاکرات قیمت نفت افزایش چشمگیری داشته باشد. 

در مجموع، بعید به نظر می رسد که چنین تصوری متحقق شود. 

2. رژیم صهیونیستی به تاسیسات اتمی ما حمله خواهد کرد. 

رژیم صهیونیستی سال ها است که ما را تهدید به حمله می کند.  مقامات نظامی کشور ترجیح می دهند این احتمال را کمرنگ نشان دهند و معتقدند حمله رژیم صهیونیستی به ما بعید است چون پاسخ ما دندان شکن خواهد بود.  در عین حال احتمال حمله به تاسیسات هسته ای ما منتفی نیست. 

ممکن است فرصت رژیم صهیونیستی برای حمله به ما رو به اتمام باشد.  اگر اوباما مجددا رییس جمهور شود احتمال اینکه از حمله رژیم صهیونیستی حمایت کند کم خواهد بود.  اما اگر رژیم صهیونیستی قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به ما حمله کند، اوباما چاره ای نخواهد داشت جز اینکه از رژیم صهیونیستی حمایت کند. 

درست است که حمله به تاسیسات اتمی ممکن است تاثیر زیادی روی برنامه هسته ای و یا اقتصاد ما نداشته باشد ولی هیچ تضمینی نیست که تاسیسات هسته ای تنها هدف این حملات باشند.  اگر آنها به بنادر، کارخانجات و تاسیسات نفتی ما حمله کنند چه خواهد شد؟  اگر این حملات منجر به بروز یک جنگ فراگیر در منطقه شود چه خواهد شد؟  ممکن است که ما از نظر نظامی برای چنین شرایطی آمادگی داشته باشیم ولی هر جنگی هزینه های سنگینی بر بدنه اقتصاد وارد خواهد کرد.  یک درگیری که شامل حمله به زیرساخت های اقتصادی ما باشد می تواند ما را چندین دهه به عقب ببرد. 

3. شرایط به منوال پنج سال گذشته ادامه پیدا خواهد کرد.

احتمال سوم و احتمالا ممکن ترین احتمال این است که شکست این دوره از مذاکرات هم مانند دوره های قبل باشد.  در این صورت، تحریم ها ادامه خواهند یافت و یا تشدید خواهند شد.  وضعیت ما به وضعیتی که آرژانتین داشت نزدیک خواهد شد و فروپاشی اقتصادی شبیه به آرژانتین را شاهد خواهیم بود.  درآمد نفتی سقوط خواهد کرد و کسر بودجه افزایش خواهد داشت.  وابستگی ما به تهاتر و معاملات پایاپا تشدید خواهد شد که ارزشی برای ما در بر نخواهد داشت یا حداقل زیر سوال است. 

با اینکه ممکن است ما بتوانیم در مقابل فشار تحریم ها تاب بیاوریم ولی تاریخ نشان نداده که ملتی بتواند تحت تحریم شکوفایی داشته باشد.  بدون تجارت و بازرگانی بین المللی فعال و گسترده نخواهیم توانست در زمره 20 کشور اقتصادی بمانیم. این کار نه تنها به دسترسی به بزرگترین بازارهای جهان نیاز دارد بلکه باید با آن کشورها روابط خوب برقرار کنیم.  ما توانستیم تا حدودی جبران این خلا را با تجارت با چین و هند جبران کنیم ولی آنها هم گزینه های دیگری برای انجام تجارت و داد و ستد با کشورهای دیگر در اختیار دارند.  برای نمونه، هر دوی آنها در حال رقابت برای دستیابی به منابع میانمار (برمه) هستند.  شرکت های چینی قبول کرده اند که در قراردادهای نفت و گاز با ما همکاری کنند ولی میزان پیشرفت آنها در این پروژه ها بسیار محدود بوده است.  قدرت چانه زنی ما به تدریج تحلیل خواهد رفت و دست بالا را در مذاکرات تجاری نخواهیم داشت. 

این سه سرنوشت واقع بینانه بیانگر این نکته است که ما به مذاکرات هسته ای موفق نیاز داریم و اکنون زمان آن رسیده که به توافقی دست پیدا کنیم.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: