به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

مطلب اخیر زهرا کاویانی در دنیای اقتصاد تصویر دردآوری از آینده نزدیک تورم ارائه می دهد.  قیمت ها در حال افزایش اند، و نرخ دو رقمی تورم تقریبا تثبیت شده و روزمره شده است.  بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نرخ تورم سال 1390 را 21,6 درصد اعلام کرده است در حالی که مرکز آمار اعلام کرد نرخ واقعی بیش از این است (ما ادعای اخیر رییس جمهور، آقای احمدی نژاد، را که نرخ 6 درصدی را برای تورم اعلام کرد نادیده می گیریم). واکنش عمومی دولت به افزایش قیمت ها افزایش واردات به منظور کاهش فشار تقاضا در بازار بوده است ولی با نرخ تبدیل ارز پایین و وجود تحریم ها این کار در این مقطع عملی نخواهد بود. 

دولت برای منحرف کردن اذهان از انتقاد نسبت به اشتباهات سیاست های خود تلاش می کند هر چه بیشتر افزایش قیمت ها را به گرانفروشی موردی نسبت دهد.  در عین حال چنان که کاویانی اشاره می کند اگر قرار بود این رویه کارساز باشد افزایش نظارت و کنترل قیمت ها می بایست تا کنون به پایین آمدن قیمت ها منجر می شد.  چه باید کرد؟  اجرای سیاست منظم پولی.  کسری بودجه کنترل شده.  آیا هیچکدام در آینده نزدیک محتمل هستند؟ خیر.
دست کم بخشی از این تقصیر متوجه چرخه کسب و کار سیاست زده است.  اقتصاددانان این پدیده را در بیش از نیم قرن گذشته مطالعه کرده اند.  بلافاصله پس از هر انتخاباتی، دولت پیروز از سیاست پولی انبساطی استفاده می کند تا باعث رونق اقتصادی شوند.  صرف بی رویه پول باعث می شود رای دهندگان احساس کنند پولی دست آنها رسیده و این امر در کوتاه مدت باعث جذب حمایت سیاسی آنها می شود و تورم را کاهش می دهد و در رای دهندگان این ذهنیت را به وجود می آورد که وضعیت اقتصادی رو به بهبود است.  متاسفانه، بعد از اینکه هزینه انتخابات پرداخت می شود، تورم مجددا بالا می رود و اغلب به همان نسبت نرخ بیکاری نیز افزایش می یابد. 
برای درک انگیزه رهبران سیاسی، در نظر بگیرید چه اتفاقی می افتاد اگر دولت پرداخت یارانه ها را کم می کرد تا از کسری بودجه بکاهد و مالیات ها را افزایش می داد تا میزان بدهی خود را کاهش دهد و یا طرح هایی مانند مسکن مهر را چند ماه قبل از انتخابات متوقف می کرد.
تاثیر سیاست بر چرخه کسب و کار در هر کشوری که انتخابات دارد می تواند مشکل ساز باشد ولی این مشکل در کشورهایی که یک بانک مرکزی مستقل و قوی ندارند چندین و چند برابر است.  چنانچه اقتصاددانان در نامه سرگشاده خود شش سال پیش اشاره کردند بانک مرکزی ما یک بانک مرکزی مستقل فرسنگ ها فاصله دارد.  بر اساس نظریه آلبرتو آلسینا در کتاب چرخه کسب و کار و اقتصاد کلان که در سال 1997 توسط دانشگاه ام آی تی در ماساچوست آمریکا منتشر شد، یک بانک مرکزی مستقل که بتواند در مقابل فشارهای سیاسی برای اجرای سیاست های انبساطی ایستادگی نماید می تواند از اقتصاد کشور محافظت نماید تا مورد سوءاستفاده های سیاسی قرار نگیرد.  در حال حاضر، آقای احمدی نژاد، رییس جمهور، و نمایندگان مجلسی که از ایشان حمایت می کنند با نزذیک شدن انتخابات ریاست جمهوری هیچ انگیزه ای برای کنترل بودجه دولت نخواهند داشت و بانک مرکزی هم قدرت و اختیار لازم را برای مهار هزینه های بیش از اندازه دولت نخواهد داشت.  بدون اصلاحات اساسی که شورای نگهبان از آن ممانعت کرده است، پیش بینی ما این است که فعلا تورم به شکل مزمن بالا خواهد ماند. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: