به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

هادی حدادی در مقاله اخیر خود در دنیای اقتصاد اشاره می کند که تعداد تشکل هایی که بخش های صنعتی و بازرگانی حوزه خود را نمایندگی می کند بیش از اندازه است و این امر باعث می شود که تاثیر آنها به خصوص در عرصه سیاستگذاری کم رنگ باشد.  حضور تشکل های متعدد برای هر بخش توان تشکل ها را تقلیل می دهد و با ایجاد رقابت بین تشکل ها باعث سردرگمی سیاستگذاران در تشخیص اولویت ها و خواست های هر بخش از صنعت می شود. 

این امر بدون شک یکی از عوامل محدودیت موفقیت تشکل های صنعتی در تاثیرگذاری بر سیاستگذاری است.  در عین حال، یک تفاوت عمده دیگر بین تشکل های صنعتی ما با اینگونه تشکل ها در سایر کشورهایی که تشکل های اقتصادی نسبتا در تاثیرگذاری بر سیاستگذاری موفق عمل می کنند وجود دارد. بر عکس سایر کشورها، تشکل های صنعتی با تشکل های سیاسی هیچگونه ارتباطی ندارند. 
در بسیاری از کشورهای دموکراتیک، تشکل های کارگری و تجاری معمولا با گروه های سیاسی در ارتباط هستند و یا از آنها حمایت می کنند.  ما با تشکل های کارگری در کشورمان آشنا هستیم اما در عین حال آنها در سیاست نقش کم رنگی دارند و یا اصلا نقشی ندارند.  در کشورهای غربی، نشکل های کارگری معمولا رابطه مستحکمی با یک یا دو حزب عمده سیاسی آن کشورها دارند.  برای نمونه می توان از حزب دموکرات در آمریکا، حزب کارگر در بریتانیا و سوسیال دموکرات ها در آلمان نام برد که همه روابط و سوابق درازمدت تاریخی با تشکل های کارگری دارند. تشکل های صاحبان کسب و کار معمولا از رقیب اصلی احزاب کارگری حمایت می کنند.  مثلا، اتاق بازرگانی آمریکا اغلب از کاندیداهای جمهوریخواهان حمایت می کند و به همین شکل حزب محافظه کار بریتانیا اغلب از طرف صاحبان تجارت و سرمایه حمایت می شود.  در آلمان، حزب دموکرات های آزاد، که طرفدار تجارت و سرمایه است با حزب دمکوکرات های مسیحی در مقابل سوسیال دموکرات ها ائتلاف می کند.  چنین دینامیزمی خارج از غرب هم وجود دارد.  مثلا در مالزی، کنگره اتحادیه های تجاری که یک سازمان مادر برای تشکل های کارگری است، از ائتلاف پاکاتان راکیت (حزب مردم)  حمایت می کند در حالی که باریزان ناسیونال (جبهه ملی) بیشتر طرف صاحبان کار و سرمایه است. 
چنین روابطی ساز و کار و مکانیزمی ایجاد می کند که خواست های صاحبان تجارت و سرمایه و خواست های کارگران در دولت و سیاستگذاری نمایندگی شوند.  در این کشورها، تشکل های صنعتی می دانند که با چه نماینده ای در مورد مسائلی که روی صنعت آنها تاثیر می گذارد صحبت کنند.  نمایندگان نیز از این طریق از مشکلاتی که به تجارت صدمه می زنند آگاه می شوند و می توانند به دنبال راه هایی باشند که این مشکلات را حل کند. 
دلیل دوم برای فقدان چنین رابطه ای بین بخش صنعت و دولت در کشور ما این است که ما احزاب سیاسی به معنی تعریف شده آن نداریم.  این کار باعث می شود تشخیص اینکه کدام نماینده مجلس یا مسئول دولتی به احتیاجات تجارت و صنعت رسیدگی می کند دشوار شود.  از طرف دیگر هم برای تشکل های صنعتی پیدا کردن رابطه با این نمایندگان دشوار است.  در حالی که تمام مسئولان دولت باید منافع کشور را در نظر داشته باشند و در تصمیمگیری ها به احتیاجات کارگران و بخش صنعت توجه کنند و میان آنها تعادل ایجاد کنند، این مهم لزوما در عمل صورت نمی گیرد.  بسیاری از نمایندگانی که حسن نیت دارند از اطلاعات و آگاهی لازم برای سیاستگذاری ایی که به رشد اقتصادی منجر شود بی بهره اند. 
کشورهایی که رابطه مستحکم میان تشکل های تجاری و احزاب سیاسی در آنها وجود دارد ممکن است الگوی مناسبی برای ما نباشد.  داشتن احزاب سیاسی که روابط نزدیک با تشکل هایی که منافع اقتصادی خاصی را دنبال می کنند داشته باشند ممکن است مشکا آفرین نیز باشد ولی درسی که می توان از دیگر کشورها آموخت این است که مشارکت تشکل های صنعتی در امور سیاسی لازمه ایجاد تغییرات در سیاستگذاری ها است.  تشکل های تجاری و صنعتی باید مجددانه بکوشند تا با نمایندگان مجلس و مسئولان دولت در ارتباط باشند و آنها را از چالش هایی که با آن مواجه هستند آگاه سازند.  ما باید نمایندگانی را در دولت مشخص کنیم که بتوانند مسائل اقتصادی را به دیگران توضیح دهند و در مسیر تغییر سیاست ها تلاش کنند.  با ایجاد ائتلاف و تشکلی از افراد و یا یک فراکسیون حتی کوچک و حتی بدون داشتن احزاب کارگری می توانیم در این مسیر پیشرفت حاصل کنیم. 
این روند و این روابط باید علنی باشد.  اگر یک تشکل صنعتی با گروهی از نمایندگان مجلس در مورد سیاستگذاری خواصی وارد صحبت می شود به این معنی نیست که آن تشکل صنعتی باید از تمام مواضع آن نماینده یا نمایندگان حمایت کند.  این امر باید تشخیص اینکه کدام نماینده به احتیاجات صنعت توجه دارد و کدام ندارد را برای افراد مشغول در آن صنعت از مدیران گرفته تا اعضای خانواده کارگران آن صنعت تسهیل کند.  این اطلاعات به آنها کمک می کند در انتخابات با آگاهی بیشتری رای دهند.  مصطفی پورمحمدی اخیرا مردم را سرزنش کرد که نمایندگانی انتخاب کرده اند که فاسد از آب درآمدند ولی باید گفت وقتی اطلاعات بسیار محدودی در مورد مواضع، پیشینه و سوابق کاندیدها وجود دارد، مردم چگونه تصمیم درست بگیرند؟ 
ما با یکی دیگر از مواردی که حدادیان برشمرد موافقت داریم که تجارب و دانش باید به اشتراک گذاشته شود و به همین دلیل است که وبسایت تاجران به هدف بسط گفتمان اقتصادی در خدمت فعالان اقتصادی است.  ما بر این تفکریم که بسیاری از صاحبان کسب و کار و سرمایه و همچنین مسئولان دولت باید نسبت به مسائل آگاهی پیدا کنند نه فقط در مورد بخش صنعت خودشان بلکه در مورد تمام مسائلی که به طور کلی روی اقتصاد تاثیر منفی دارند. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: