به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

چندین سال است که اقتصاددانان نگران رکود تورمی هستند اما در طول چند هفته گذشته، اشاره به رکود تورمی افزایش یافته است.  بحث بر سر تاثیر اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها در شرایط کنونی اقتصادی نگرانی ها در مورد رکود تورمی را مجددا مطرح کرده است.
رکود تورمی وقتی بروز می کند که نرخ تورم و بیکاری هر دو بالا و رشد اقتصادی متوقف باشد. 

در چند سال گذشته در حالی که رشد اقتصادی پایین بوده ولی کماکان مثبت بوده و اقتصاد ایران را از ورود به رکود تورمی محفوظ نگه داشته است.  در عین حال، فاز اول هدفمندی یارانه ها همزمان با تحریم ها و مداخلات دولت در اقتصاد کشور باعث کاهش یا انقباض عرضه شده است و کاهش عرضه آغازگر رکود تورمی است.  شرکت هایی که با هزینه تولیدی 20 تا 40 درصد بیشتر از سال گذشته مواجه اند تولید خود را کاهش داده اند و با کمتر از نصف بازدهی فعالیت می کنند.  عوامل دیگر که باعث بروز رکود تورمی می شوند مثلا کمبود اعتبار موجود و افزایش عرضه بیش از حد نقدینگی نیز طاعون اقتصاد اند. 

صندوق بین المللی پول در آخرین پیش بینی خود در مورد ایران، با در نظر گرفتن اینکه نرخ رشد پیش بینی شده 3.4 درصدی رشد امسال در عمل کمتر از نیم درصد بود و نرخ پیش بینی شده تورم هم به نرخ واقعی بالای 20 درصد رسید، رکود تورمی را برای ایران پیش بینی کرده است.
رکود تورمی بیشتر به ضرر شرکت های خصوصی تمام خواهد شد تا شرکت های دولتی که حتی با وجود ضرر و بدون توجه به وضعیت اقتصادی به کار خود ادامه می دهند. از آنجاییکه خروج از رکود تورمی در صورت بروز دشوار و پرهزینه خواهد بود، حائز اهمیت است به لزوم تغییر راهکارهای کسب و کار و سیاست های کاری شرکت ها در زمان بروز رکود تورمی که ممکن است چندین سال ادامه داشته باشد توجه کرد.
رکود تورمی هم به واسطه کمبود کالا و یا تصور و ذهنیت کمبود کالا متصور می شود.  چنین کمبود کالایی می تواند هم روی خرید ملزومات تولید و هم روی رفتار مصرف کننده در قبال خرید آنها تاثیر بگذارد.  کمبود کالا در کنار نرخ تورم بالا می تواند باعث احتکار شود که این امر کمبود عرضه و قیمت ها را افزایش می دهد.  فرصت هایی برای آربیتراژ یا کسب سود بدون ریسک در این مرحله وجود دارند.  شرکت ها و یا افراد ممکن است کالا ها را به یک نرخ خریداری و انبار نمایند و بعد وقتی قیمت ها افزایش پیدا کرد آنها را بفروشند یا روانه بازار سیاه کنند. 
برای مقابله با این پدیده، مواد اولیه ضروری برای تولید باید با استفاده از قراردادهای بلندمدت تضمین شوند تا عرضه کالا تضمین شود و شرکت ها از فشار بازار در امان بمانند.  چنین قراردادهایی باعث می شود که خریداران هزینه بالایی برای تثبیت قیمت خرید و عرضه مواد اولیه در زمانی که بازار نا مطمئن و آشفته است بپردازند.  در عین حال، این هزینه و قیمت بالا ممکن است در مقایسه با افزایش قیمت ها و یا هزینه پیدا کردن کالاهای جایگزین برای کالاهای نایاب ناچیز باشد. 
اگر چنین قراردادهایی قابل دسترسی نبود، بد نیست در مورد مواد اولیه جایگزین تحقیق کرد.  اگر یکی از ملزومات تولید نایاب شد، چه جایگزینی خواهید داشت؟  آیا این جایگزین کردن موجب تغییر در روند تولید خواهد شد؟  امکان تولید کالاهای جایگزین برا مصرف کنندگان نیز باید در نظر گرفته شود.  اگر کمبودی در مورد کالای خاصی وجود دارد، می توان با ارائه کالایی جایگزین وارد بازار جدیدی شد.  در اروپا و آمریکا برخی از تولیدکنندگان نوشیدنی ها در مقابله با کمبود قهوه، قهوه هایی ارائه کردند که ترکیبات دیگری در آنها بود و یا به بازاریابی نوشیدنی های جایگزین پرداختند تا جایگزینی مستقیم برای قهوه ارائه کرده باشند. 
فروش کالا در زمان رکود تورمی می تواند دشوار باشد چون نرخ بیکاری بالا خواهد بود و تورم باعث کاهش قدرت خرید مصرف کننده می شود.  شرکت های موفق برای مقابله با این تغییر در تقاضا در صورت امکان نوع ارزان قیمت تر همان کالا را به بازار عرضه می کنند.  برای نمونه، یک شرکت خودروسازی ممکن است برخی از تجهیزات انتخابی را از روی آن خودرو بردارد تا بتواند آن را به قیمت پایین تر روانه بازار کند. یک شرکت ساختمانی ممکن است واحد های کوچکتر با وسایل و امکانات کمتر بسازد.  شرکت ها ممکن است برای کاهش هزینه تولید خطوط تولید خود را ادغام کنند یا بهبود ببخشند.  یک شرکت نساجی می تواند به جای پنج محصول، سه محصول تولید کند تا هزینه تولید و مواد اولیه را کاهش دهد و محصولاتی که ممکن است بازاری برای آن نباشد را از خط تولید خارج کند. 
ممکن است به نظر آید کاهش هزینه تحقیقات یا توسعه محصولات در دوران سخت اقتصادی ایده خوبی باشد ولی این نوع هزینه ها ممکن است برای بقای یک شرکت در زمان رکود اقتصادی حیاتی باشد.  رفتار مصرف کنندگان در زمان رکود تورمی تغییر می کند.  دانستن چگونگی این تغییر برای توسعه کالاهای جدید برای تقاضاهای جدید حیاتی است.  برای نمونه، مصرف کنندگان ممکن است بسته بندی های کوچکتری بخواهند تا لازم نباشد یکجا مبلغ زیادی پرداخت کنند.  ممکن است تمایل کمتری برای پرداختن بهای بیشتر برای مثلا بسته بندی های انفرادی مواد غذایی داشته باشند.  خریداران ممکن است پول بیشتری برای کالاهایی که از نظر مصرف انرژی کم مصرف هستند پرداخت کنند تا هزینه های انرژی آنها کمتر شود.  تمام این تغییرات رفتاری مستلزم تغییر در خط تولید است ولی اگر از بروز این تغییرات مطلع نباشیم تطبیق با آنها دشوار خواهد بود. 
عامل کلیدی برای از سر گذراندن رکود اقتصادی و بقای یک شرکت آمادگی برای تغییر در مسیر تغییرات محیط کسب و کار در آن مقطع است.  تداوم راهکارهای تجاری بدون اعمال تغییرات لازم برای دوران رکود تورمی می تواند فاجعه آفرین باشد.  اگر هنوز خود را برای مقابله با تغییراتی که هدفمندی یارانه و تحریم ها به بار خواهند آورد آماده نکرده اید، بهتر است وقت را غنیمت دانسته و در این مسیر اقدام کنید.     

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: