به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

این مطلب قسمت سوم از بررسی موارد ده گانه ای است که 50 اقتصاددان شش سال پیش به آنها اشاره کردند. 

3. افزایش بی رویه واردات

در  یک نگاه اجمالی مورد سوم نامه سرگشاده سال 1385 اقتصاددانان در رابطه با افزایش واردات با توجه به تقلیل 4.1 درصدی صادرات در  سال 1390در تناقض آشکاری است. در سال 1385 بعلت افزایش درآمدهای حاصله از نفت، ایران شاهد افزایش چشمگیری در واردات و کاهش نرخ تورم واقعی در ارتباط با نرخ متغییردلار بود. در مدت 4 سال بعلت افزایش جریان ورود ارزهای خارجی به کشور میزان واردات تا بیش از 2 برابر افزایش یافت. اقتصاددانان  از این افزایش شدید واردات به وحشت افتادند چراکه بر این باور بودند که همین مسئله باعث نابودی بخش تولید کالاهای غیر مرتبط با بخشهای انرژی خواهد شد ولی در حالیکه همین اقتصاددانان نگران افزایش واردات بودند، نگرانی اصلی و بزرگتر آنها افزایش وابستگی به در آمدهای حاصل از فروش نفت بود، مسئله ای که تا امروز کماکان وجود داشته و هنوز حل نشده باقی مانده است. سر منشأ نگرانی آنها و دیگران در رابطه با وابستگی به نفت از آنجاست که  میدانند چگونه دیگر جوامع وابسته به تولیدات داخلی حاصل از ثروت و ذخایر منابع طبیعی بکلی نابود شده اند.

 یکی از مثالهای بارز و اولیه در رابطه با مصیبتهایی که ثروتهای حاصل از منابع طبیعی می تواند به ارمغان آورد، امپراطوری اسپانیا در قرنهای 16 و 17 میلادی میباشد.  پایه و اساس این امپراطوری بر استفاده از فلزات گرانبهایی که از آمریکای تازه کشف شده وارد میشد ریخته شده بود.  پول رایج آن دوره طلا و نقره بود که توسط مستعمره نشینان اسپانیایی از معادن آمریکا استخراج شده و به کشورشان فرستاده می شد تا اشراف و درباریان اسپانیایی به زندگی اشرافیشان ادامه دهند. مهارتها، تجهیزات و لوازم و خدمات وارداتی از بقیه اروپا اقتصاد اسپانیا را پشتیبانی می کرد و از آنجایی که اسپانیا تقریبا تمامی نیازمندیها و کالاهای مصرفی شهروندانش را وارد میکرد صنعت کشاورزی و تولیداتش عملاً نابود و ناپدید گشت. آنها برای حدود 2 قرن بین سالهای 1500 تا 1700 این روش را دنبال نمودند. زمانی که پایان این دوره رسید اسپانیا شاهد سقوط و رکود اقتصادی بود که خروج از آن تقریبا 400 سال طول کشید.

یک مورد تاریخی دیگر کشور هلند در دهه 70 میلادی  پس از کشف منابع عظیم گاز طبیعی در سال 1959 می باشد. استخراج و فروش گاز طبیعی ارز خارجی باد آورده ای را برای هلندی که ثروتش صرفاً از کشاورزی و تولیدات کالا بوده است به ارمغان آورد و بخاطر درآمدهای ناشی از فروش گاز طبیعی، ارزش پول هلند بالا رفته و قابلیت رقابت کالاهای هلندی در بازار بین المللی بشدت کاهش یافت که متقاعباً منجر به کاهش شدید صادرات کالاهای تولیدی شد و نگرانی از اینکه کشور در مسیر تبدیل به یک کشور غیر صنعتی قرار گرفته است بالا گرفت. روزنامه اکونومیست سقوط اقتصادی در بخش صنعتی حاصل از ثروت ناشی از فروش گاز طبیعی را  بیماری هلندی نام نهاد، اصطلاحی که از آن زمان  تاکنون برای تشریح مجموعه ای از عوارض جانبی ناشی از ثروت بدست آمده از منابع طبیعی استفاده میشود. هلند در سالهای 1990 پایه و اساس قدرتمند صنعتی اش را مجدداً برقرار نمود و اقتصاددانان را با این سوال روبرو نمود که آیا درآمدهای ناشی از فروش گاز طبیعی باعث و بانی مشکلات اقتصادی بوده  یا بسط و گسترش هزینه های مرتبط با امور اجتماعی، در عین حال سؤال دیگری که مطرح گردید این بود که آیا واقعاً بخش تولید با سقوط و زوال روبرو بوده است یا نه. در هر صورت نگرانی در مورد ارتباط بین درآمدهای حاصله از منابع طبیعی و توسعه اقتصادی با سرعت کم بر اساس دلایل موجود و موثق کماکان وجود دارد. 
حال ارتباطات زیر را در نظر بگیرید:

آلمان: مهندسی دقیق ( از جمله اتومبیلهای لوکس)، ایالات متحده آمریکا: هواپیماهای بزرگ مسافری، ژاپن: لوازم الکترونیک، فرانسه: فن آوری هسته ای، سویس: دستگاههای دقیق اندازه گیری (از جمله ساعت) کاملاً مبرهن است که اگر محصولات فوق با بالاترین کیفیت هستید واردات آنها را از کشورهای مربوطشان انجام خواهید داد حالا فکر کنید که چه محصولاتی با کیفیت بالای جهانی در کشورهای عضو اپک تولید میشود؟ جواب کوتاه این سوال هیچ میباشد، تحقیقات اقتصادی نشان می دهد که بسیاری از کشورهایی که دارای منابع غنی طبیعی می باشند بخاطر ثروت ناشی از منابع طبیعیشان در گروه کشورهای توسعه نیافته قرار دارند. بین سالهای 1965 تا 1998 تولید سرانه ناخالص ملی در کشورهای عضو اوپک به میزان 1.3 درصد سقوط نمود این در حالیست که تمامی کشورهای دیگر با درآمدهای کم و متوسط  شاهد یک رشد 2.2 درصدی بودند. تنها چهار کشور بتسوانا و اندونزی و مالزی و تایلند که جزو کشورهای دارای منابع غنی طبیعی محسوب میگردند به رشد 4 درصدی تولید ناخالص ملی رسیدند این سه کشور آسیایی بدلیل صنعتی کردن کشورشان تا حدودی موفق بودند ولی نتوانستند در مقایسه با دیگر کشورهای آسیایی همچون سنگاپور و کره جنوبی و تایوان که دارای منابع طبیعی کمتری هستند  به رشد اقتصادی مشابه ای برسند.

اقتصاددانان چندین مکانیزم پیشنهادی برای ثروت حاصل از منابع طبیعی که باعث آسیب به اقتصاد داخلی و در کل باعث محدودیت در توسعه اقتصادی میشوند دارند. در ذیل به نمونه هایی ازاثرات سؤ ثروت حاصل از منابع طبیعی خواهیم پرداخت

:
- پایین آوردن انگیزه برای سرمایه گذاری در نیروی انسانی از طریق آموزش، چراکه کشور وابستگی به مالیات بر درآمد ندارد.

- تشویق اختلاص و رانتهای اقتصادی و بی ثباتی سیاسی در شرایطی که جناحهای مخالف در تلاش برای رقابت در کنترل منابع ثروت و هدایت کردن آنها به طرفداران خود میباشند.

- ایجاد محدودیت برای امکانات توسعه در بخشهای غیر مرتبط به منابع طبیعی و اولویت بخشیدن به صنایع بخش استخراج منابع توسط دولت.
-

پایین آوردن انگیزها برای دولتها برای بهبود شرایط کسب و کار و حکومت صحیح دولتی بدلیل متکی نبودن به رشد اقتصادی در یک اقتصاد گسترده و بر اساس درآمد.

ثروت ناشی از منابع طبیعی به خودی خود چیز بدی نیست اما مهم دوراندیشی در حل مشکلاتی است که می تواند بوجود آورد. برای اینکه بتوان اطمینان حاصل کرد که ثروت ناشی از فروش نفت در توسعه اقتصادی آینده کشور بکار گرفته خواهد شد، احتیاج به یک خودداری قوی سازمانی میباشد در عین حال رهبران سیاسی باید به توافق برسند که مصرف در آمد ناشی از فروش نفت محدود به هدفهای آتی ملی باشد. در همین راستا احتیاج به یک سامانه قوی می باشد تا بتواند انجام این برنامه را کنترل و تضمین کند.

ما در قسمت بعدی نامه اقتصاددانان به راههای استفاده صحیح  از ثروت بدست آمده از فروش نفت و گاز طبیعی خواهیم پرداخت.

قسمت اول قسمت دوم


اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: