به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

ما پیشتر به بررسی مسایلی که صنعت و جهاد کشاورزی را تحت الشعاع قرار داده اند پرداخته ایم. امروز به نقد و بررسی فشارهای موجود برای توسعه بخش کشاورزی و چگونگی انجام این مهم خواهیم پرداخت. اهمیت این اقدام در حدی است که می تواند یا منجر به تقویت اقتصادی گردد و یا بلعکس واپسگرایی اقتصادی را موجب شود. در حال حاضرسهم صنعت کشاورزی درتولید ناخالص ملی 11 درصد میباشد و حدود یک چهارم ازکل نیروی کار شاغل را در بر میگیرد این درحالی است که صنعت کشاورزی در کل اقتصاد جهانی تنها 4 الی 5 درصد تولید ناخالص ملی را در بر میگیرد. ایران در بین کلیه کشورها از نظر نسبت درصد تولید ناخالص ملی حاصل از بخش کشاورزی و درصد نیروی کار شاغل در این بخش در رده های میانی جدول قرار دارد.

آن دسته از کشورهایی که دارای بخش کشاورزی بزگتری نسبت به ما هستند تولید سرانه ناخالص ملی کمتری دارند در حالیکه کشورهایی که دارای بخش کشاورزی کوچکتر می باشند تولید سرانه ناخالص ملی بالاتری دارند:

تولید سرانه ناخالص ملی براساس داده های سال 2011 صندوق بین المللی پول به دلار آمریکا می باشد.

کشور    درصد تولید ناخالص ملی    درصد نیروی شاغل    تولید سرانه ناخالص ملی  
    حاصل از بخش کشاورزی  در بخش کشاورزی           
میانمار        43.2 درصد        70 درصد        804   
غنا         33.7 درصد        56 درصد        1.588   
نپال        33 درصد        75 درصد        644   
نیجریه        31.9 درصد        70 درصد        1.541   
افغانستان        31 درصد        78.6 درصد        575   
بلیز        29 درصد        10.2 درصد        4.349   
کنیا        22 درصد        75 درصد        882   
مغولستان        21.2 درصد        34 درصد        3.131   
تاجیکستان        19.2 درصد        49.8 درصد        862   
سنگال        14.9 درصد        77.5 درصد        1.096   
ایران        11 درصد        25 درصد        6.260   
تایلند        10.4 درصد        42.4 درصد        5.281   
اروگوئه        9.3 درصد        9 درصد        14.672   
مالزی         9.1 درصد        13 درصد        8.617   
ترکیه         8.8 درصد        29.5 درصد        10.576   
کرواسی        6.8 درصد        5 درصد        14.529   
برزیل        6.1 درصد        20 درصد        12.917   
مکزیک        4.2 درصد        13.7 درصد        10.803   
اسپانیا        2.9 درصد        4.2 درصد        33.298   
ایتالیا        1.8 درصد        4.2 درصد        37.046   
ژاپن         1.1 درصد        3.9 درصد        45.774   

برآوردهای این جدول از منابع بین المللی جمع آوری شده اند تا بتوانند کمکی در مقایسه بین کشورها باشد. برآورد و تخمین بانک مرکزی ایران در رابطه با درصد نیروی شاغل در بخش کشاورزی پایینتر از آمار بین المللی می باشد. طبق بانک مرکزی درصد شاغلین در بخش کشاورزی کشور در سال 1389، 19.2 درصد میباشد. تفاوت موجود بین آمار داخلی و بین المللی  تا بخشی بخاطر از بین رفتن تعداد زیادی از مشاغل بخش کشاورزی در سال 1389 میباشد ولی این تفاوت تغییر چندانی در رتبه ایران در بین دیگر کشورها ایجاد نمی نماید.
در حال حاضر تأکید دولت بروی توسعه بخش کشاورزی میباشد که این خود باعث ایجاد شش میلیون شغل اضافی گشته است و حدوداً تعداد شاغلان در بخش کشاورزی را دوبرابر نموده است. برای جلوگیری از بالا رفتن درصد نیروی کار در بخش کشاورزی، به ازای این شش میلیون شغل جدید، اقتصاد ما نیازمند ایجاد بیش از هجده میلیون فرصت شغلی جدید در دیگر بخشها و صنایع غیر کشاورزی می باشد. اگر افزایش فرصت های شغلی در بخش کشاورزی باعث رشد سهم این بخش نسبت به دیگرصنایع گردد، این امکان وجود دارد که خلق همین شغلهای اضافی باعث محدودیت در توسعه اقتصادی بجای توسعه آن گردد.    
یکی از دلایلی که کشورهای صاحب تولید سرانه ناخالص ملی بالاتر، در اقتصادشان بخش کشاورزی کوچکتری دارند این است که نسبت  تولید به بازده آنها در بخش کشاورزی بالاتر است و همین امر به آنها اجازه می دهد که تولیدات بیشتری با بهرگیری از نیروی انسانی کمتر داشته باشند.
بذر اصلاح شده، آفت کش، کود، ماشین آلات کشت وبرداشت، ماشین آلات مبدل و کارخانجات بسته بندی این امکان را فراهم می آورد که تعداد معدودی همان بازدهی را داشته باشند که در کشورهای دیگر صدها نفر دارند. این امر نیروی کار بیشتری را آزاد می نماید تا در صنایع پر بازده تری که نیاز بیشتری به دخالت انسانی دارد مشغول به کار شوند و درنهایت بر ارزش اقتصادی می اقزاید. انتقال نیروی کار آزاد شده از بخش کشاورزی به قسمتهای دیگر باعث پیشرفت اقتصادی میگردد، همین مسئله نه تنها باعث توسعه در بخش کشاورزی گشته بلکه در نهایت نیز موجب پایین آمدن درصد تولید ناخالص ملی حاصل ازاین بخش می شود. آنچه مسلم است اگر هدف تنها بالابردن سهم نیروی کار در بخش کشاورزی باشد این امر باعث تقلیل انگیزه های لازم برای تولید که متقاعباً برای پیشرفت در دانش فنی و زیر ساختها لازم است می گردد.
استفاده از نیروی انسانی در انجام مشاغلی که ماشین آلات با بازدهی بالاتر قادر به انجام آن می باشند استفاده از نیروی کاری با بازدهی کم است که این خود نهایتا باعث پایین آمدن کلی توسعه اقتصادی میگردد.  بمرور زمان توسعه بخش کشاورزی باید منجر به اشتغال افراد کمتری در این بخش به نسبت زمان حال گردد البته این به معنای رشد تولید نیست. توسعه بخش کشاورزی تنها با افزودن به نیروی کار در این بخش حاصل نمی گردد بلکه نتیجه محصول بیشتر، برداشت با بازده بالاتر، روش آبیاری پیشرفته تر و دیگر بهینه سازیها که باعث افزایش تولید میگردند است. فعالان کشاورزی بسیاری از مسایل ومشکلاتی را که باعث جلوگیری از توسعه و رقابت در سطح بین المللی میشوند را شناسایی کرده اند و کمبود نیروی کار جزو این مشکلات نمیباشد.
امکانات و شرائط بسیاری برای توسعه بخش کشاورزی مان وجود دارد و توسعه بخش کشاورزی از قسمتهای حساس و کلیدی رشد  اقتصادی میباشد که رشد آن به رشد کل اقتصاد کمک خواهد نمود اما نمیتوان تنها با افزودن به نیروی کار در بخش کشاورزی  رشد کلی اقتصاد کشور را فراهم آورد.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: