به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

صنعت کشاورزی با چالشهای زیادی روبرو است. درباره بسیاری از این مشکلات بحث های زیادی شده است، اما آنچه به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته مشکلاتی است که تأکید بر جهاد خودکفایی ایجاد می نماید.
خودکفایی در قانون اساسی مندرج است و از اهداف سال تولید ملی است. خودکفایی محدود به کشاورزی نیست، اما تولید محصولات غذایی مورد توجه مستمر دولت بوده است. مسئولین تاکید دارند که کاهش وابستگی کشور به تجارت خارجی راهی مؤثر برای مقابله با تاثیر تحریم های جامعه بین المللی است. در بخش کشاورزی ادعا بر این است که خودکفایی اقتصادی امنیت غذایی را تضمین می نماید.
اما آنچه ناگفته باقی مانده است هزینه های خودکفایی است. خودکفایی بازارها را آشفته کرده و منابع محدود پراکنده را ناکارآمدانه به استفاده می گیرد.  در زمینه های تولیدی مانند کشاورزی و صنعت، جهادهای خودکفایی منابع را به یک مورد مخصوص و محدود اختصاص داده و مسبب عدم توازن و کمبود وابستگی های جدید دیگر می گردد. سیاستهایی رسیدن به جهاد خودکفایی به انزوای جهانی ما دامن زده است و ناخواسته نه تنها از اثرات تحریم ها کم نکرده است بلکه به آنها شدت نیز بخشیده است.

واقعیت غیرقابل انکار اقتصادی این است که تخصیص منابع به یک سرمایه گذاری توجه را از دیگر سرمایه گذاری سلب می نماید. تجربه خودکفایی گندم که از یک دهه پیش آغاز شده است نمایانگر همین واقعیت می باشد. سال 1383 تولید گندم به حد خودکفایی رسید. این حاصل سالها سخت کوشی بود. بیش از 500 هزار هکتار زمین از دیگر غلات گرفته شد و به کشت گندم اختصاص داده شد. این روش تخصیص مزارع باعث کمبود در غلات اساسی دیگر گردید از جمله جو و سیب زمینی که مجبور به وارد کردن آنها شدیم. لذا نه تنها از وابستگی مان را به بازارهای خارجی کم کرد بلکه به هزینه های مصرف کنندگان و دولت نیز اضافه نمود. چهارسال بعد از آن خشکسالی و سرمای غیر معمول در فصل کشت، مزارع گندم ایران را ازبین برد و ما یکبار دیگر مجبور به واردات گندم و این بار مضاعف به واردات سایر اقلام غذایی گشتیم. در دراز مدت برای چند فصل خودکفایی در گندم بهای زیادی را پرداختیم. به جای خودکفایی، وابستگی به بازار کشاورزی خارجی افزایش یافت. دستاورد موقت خودکفایی در گندم به جای افزایش امنیت غذایی کشور آن را کاهش داد.
کشور ما تنها کشوری نیست که از اثرات سؤ و غیرعمدی سیاست های خودکفایی صدمه خورده است. تجربه روسیه با قضیه خودکفایی آن کشور در سالهای بعد از انقلاب روسیه برای ما می تواند درس خوبی باشد. در سال 1924 میلادی تمامی انقلاب های که بلشویک ها در آلمان و مجارستان و  دیگر کشورهای اروپایی انتظار آن را داشتند، شکست خورده بودند و شوروی دیگر نمی توانست یک اقتصاد موازی و رقابت پذیر برای ملل سوسیالیستی خارج از مرزهای خود ایجاد نماید.  این مسئله استالین را مجبور کرد که تئوری پیشرفت اقتصاد سوسیالیستی در انزوا و بدور از نیروهای خارجی را عنوان نماید. ناتوان از رقابت برابر در بازار جهانی که توسط قدرتهای اقتصادی اداره می شد و عدم تمایل آنها به همکاری با اقتصاد روبه رشد سرمایه داری اتحاد جماهیر شوروی برنامه های خودکفایی را آغاز نمود. تلاشها برای دستیابی به خودگردانی در کشاورزی از راه کشت اجباری و کار زراعتی مکانیزه آنهم در مقیاس بالا آغاز گردید. با این وجود انقلاب مستضعفان و آب و هوای بد باعث صدمه فراگیر به محصولات کشاورزی گشت و سؤمدیریت دولتی در حفاظت از ذخیره غلات باعث کشته شدن میلیون ها نفر در اثر قحطی شد. در جبهه اقتصادی الویتها به بخش تولید داده شده بود که وظیفه اصلی اش تأمین ارتش در حال توسعه بود. کوچکترین موفقیتها با هزینه های گزاف به دست آمدند. چون سرمایه های بین المللی قادر به مدرنیزه نمودن این صنایع نبودند، بودجه توسعه صنعتی شوروی باید از طریقی تأمین می شد سرکوب اجباری مصرف داخلی و کارگرانی که حقوق آنها پرداخت نشده و دراردوگاهی زندانی بودند و کمکهای بین المللی منابع تأمین این بودجه گشتند. آشوب های بر سر معذل های غذایی و اعتصابات کارگران و مخالفت روشنفکران خاموش گشت. تنها گسترش کشورهای سوسیالیستی بود که شوروی را قادر نمود که بازار دیگری بجز بازار سرمایه داری در بلوک شرق برای خود بیابد و آن را بعد از جنگ جهانی دوم کنترل نماید.
قضیه روسیه شاید بدترین نمونه این معذل باشد اما نشان دهنده نهایت محدودیتهایی است که تلاشها برای دستیابی به خوکفایی بر نهادهای اقتصادی و سیاسی وارد می کند. با وجود اینکه رهبران روسیه این محدودیت ها را در بعد اقتصادی با خشونتی بی دلیل اعمال نمودند، در مورد حل مشکلات سیاسی نتوانستند کاری از پیش ببرند.
داستان ما حکایت روسیه است، خودکفایی در کشور برای درد انزوای بین المللی تجویز شد. اما وقتی دارو، انزوا را بجای کاهش، افزایش می دهد، سؤال این است که آیا ریشه مشکل جهادهای خودکفایی و یا سیاستهای اقتصادی نیست؟ آیا براستی سود بدست آمده از اقتصاد خودکفا بیشتر از هزینه های آن است؟ 
تولیدات کشاورزی داخلی بدون هزینه های جهاد خودکفایی می تواند پا بگیرد. بجای تخصیص منابع از یک محصول به محصول دیگر، توسعه کشاورزی باید همراه با رشد تولیدی و بالابردن بهره وری از آب و روش های آبیاری و توسعه زیرساختی و مدیریت بهتر در استفاده از زمین های کشاورزی باشد. بخش کشاورزی متنوع و منطبق بر آب و هوای مخصوص کشورمان و منابعمان و تخصصمان ثمره بهتری درمقایسه با تمرکز تنها بروی چند محصول زراعتی خواهد داشت. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: