به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

سفر دکتر ظریف به نیویورک و مصاحبه با شبکه های مختلف خبری، فرصتی به ایشان داده تا از حداقل های امکانات برای ارتباط غیر مستقیم دیپلماتیک استفاده کند و به تشریح و دفاع از مواضع برحق ما بپردازد. ولی دکتر ظریف حتما به خوبی می دانند که اینگونه پیام رسانی های غیر مستقیم، جایگزین ارتباط و گفتگوی مستقیم دیپلماتیک نمی شود. زمانی که ما از مذاکره مستقیم یک تابو می سازیم، ابتکار عمل را به رقبایمان واگذار می کنیم و هرنوع امکان تاثیرگذاری مستقیم دیپلماتیک را از میان می بریم.

دیپلماسی تجاری امنیتدکتر ظریف با شعار «سیاست خارجی در خدمت اقتصاد» به میدان آمد و در عمل هم نشان داد که توان و شجاعت عملگرایی را دارد. ولی همکنون این عملگرایی کمرنگ شده و گفتمان اعتدال در هیاهوی گفتمان تقابل در حال فراموش شدن است. دکتر نیلی اخیرا در مصاحبه ای گفته که در کشور ما، اقتصاد و سیاست از یکدیگر جداست و سیاست، اهداف مستقلی را دنبال می‌کند که نه‌تنها کمک به اقتصاد نمی‌کند، بلکه در غالب موارد برای آن هزینه‌زا است. هرچند تلاش های دکتر ظریف برای حفظ کانال ارتباطی با اروپا قابل تحسین است، ولی ایشان هم عملا در جمع دیگر سیاستمداران ما قرار گرفته اند که سیاست را از اقتصاد جدا کرده و از حل تناقضات میان آرمان ها و واقعیت ها باز مانده اند.

نگاهی به سیر تحولات چند سال گذشته، درک بهتری از بن بست کنونی ارائه می دهد. در خردادماه 1392 و در میان رقابت های کاندیداهای ریاست جمهوری، سرمقاله دنیای اقتصاد به قلم هادی از نقطه عطفی در تغییر گفتمان اقتصادی خبر داد: بهبود فضای کسب و کار، ثبات بازار ارز، خصوصی‌سازی به جای خصولتی سازی، بازپرداخت مطالبات پیمانکاران و کاهش تورم، پرداخت سهم بخش خصوصی از هدفمندسازی یارانه‌ها و... . همه اینها ثمره تلاش‌هایی است که جامعه فعالان بخش خصوصی با درایت، بلندنظری و گستردگی آغاز کرده‌اند. از پیگیری برای تصویب قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار تا صدور بیانیه مطالبات اتاق بازرگانی ایران تا بیانیه‌ها و مصاحبه‌های تشکل‌های بخشی درباره مطالبات پیمانکاران تا پر رنگ تر کردن نقش شورای گفت‌وگو‌ی دولت و بخش خصوصی و... . این نشان می دهد بخش خصوصی توانسته است گفتمان مورد نظر خود را بر محیط سیاسی مسلط کند که دستاوردی بی‌نظیر در تاریخ حرکت صاحبان کسب‌و‌کار است.

بدون شک این اتفاق دستاورد بسیار مهمی برای فعالان اقتصادی بود. در عین حال باید در نظر داشت که این تغییر تابعی از تغییر گفتمان عمومی کشور به سمت گفتمان اعتدال بود. حسین فریدون در پژوهشی با عنوان عوامل موثر در سیاستگذاری عمومی می نویسد: گفتمان اعتدال در برابر مخاطرات ناشی از تندروی دولت نهم و دهم در عرصه های سیاست داخلی و بین المللی و تحت تاثیر مخاطرات این دوران شکل گرفت... گفتمان حاکم باعث چالش هایی چون تحریم ها، اوضاع نابسامان اقتصادی ناشی از آن، اجماع جهانی علیه کشور و در نهایت کاهش مناسبات منظقه ای و بین المللی کشور شده بود و تحت چنین شرایطی گفتمان اعتدال برای کاهش هزینه های نظام، تنش زدایی، بهبود روابط و تعامل سازنده با دنیا و عقلانیت در عرصه بین المللی به عنوان ارکان اصلی این گفتمان با تغییر در شیوه ها، نحوه عملکرد و تاکتیک ها مطرح شد.

ظریف دیپلماسیمحمد جواد ظریف که پس از سالها فعالیت حرفه دیپلمایتک از سوی دولت نهم کنار گذاشته شده بود، بار دیگر به میدان بازگشت تا سکاندار دستگاه دیپلماسی گفتمان اعتدال شود. دکتر روحانی در مراسم تودیع و معارفه ظریف به عنوان وزیر امور خارجه خود با اشاره به تغییر در رویکرد، شوه ها و تاکتیک ها در سیاست خارجی گفت: سیاست خارجه جای شعار نیست، اگر خیلی دوست داریم از مردم تکبیر بگیریم، راه های دیگری هم وجود دارد. وی افزود حق نداریم سیاست خارجی را برای تکبیر و کف صرف کنیم.  

سیاست خارجی دولت یازدهم کوشید تا توازنی میان آرمان و واقعیت ایجاد کند و همه ما ثمره آن را در توافق تاریخی برجام دیدیم. مهم نیست که امروز بسیاری سعی بر تحقیر برجام دارند. تاریخ قضاوت خواهد کرد که رسیدن به این توافق، برگ زرینی در تاریخ ایران بوده و نتیجه تغییر گفتمان به سوی گفتمان اعتدال بود.

برنامه های ظریف و دولت دوازدهم در عرصه سیاست خارجی نیز نوید تداوم سیاست های گفتمان اعتدال در دوران پساتحریم را به همراه داشت. کارشناسان تاجران در آن زمان ضمن استقبال از دیپلماسی تجارت محور یادآور شدند: دیپلماسی تجارت محور تنها یک حرکت تاکتیکی نیست بلکه رویکردی درازمدت و زیرساختی است که نمایانگر درک ضرورتهای تاریخی در جهان چند قطبی است. در جهان به هم تنیده امروز، رفاه اقتصادی داخلی به تقویت روابط تجاری بین المللی گره خورده و این تعاملات عملا اجتناب ناپذیر شده است. هر چند درونزایی اقتصادی و توجه به ظرفیتهای بومی همواره باید مد نظر قرار گیرد، ولی باید توجه داشت که تمرکز بر تجارت بین المللی و جذب سرمایه گذاری خارجی نیز از ارکان اصلی امنیت اقتصادی است و دیپلماسی تجارت محور یکی از هوشمندانه ترین سیاستها در این راستا تلقی می شود.

باید توجه داشت که آنچه ما در عرصه بین الملل با آن روبرو هستیم، تنها متاثر از تحولات خارجی نیست بلکه تابعی از تحولات گفتمان های داخلی هم می باشد. همانطور که هادی آجیلی و رحیم افشاریان در فصلنامه پژوهش های راهبردی سیاست اشاره کرده اند، تحولات سیاست خارجی، تابعی از تحولات گفتمانی در بستر اجتماعی-سیاسی است و این موضوعی است که طی چهار دهه گذشته قابل پیگیری است. در واقع بعد از انقلاب اسلامی، سیاست خارجی ایران فاقد یک استراتژی ملی منسجم بوده و در قالب گفتمان های مختلف مانند مصلحت محور، ارزش محور، عمل گرا، فرهنگ محور و عدالت محور بروز یافته بود... در این میان، رویکرد دکتر ظریف مبنی بر «سیاست در خدمت اقتصاد» می توانست برون رفتی از امتناع حوزه دیپلماسی ما ایجاد کند.  

با تحول سیاست ها و رویکردها و تجارب بیشتر تلخ و کمتر شیرین بالاخره سیاست خارجی ما به رویکرد سیاست خارجی تجارت محور رسید. ماه عسل برجام کوتاه بود و ما سرمست از موفقیت دیپلماتیک خود از دلواپسان داخلی و خارجی غافل ماندیم. اگر با همان عزم ملی و تداوم حمایت حاکمیت می توانستیم سوءتفاهمات با جامعه بین المللی در مورد برنامه های بالستیک موشکی و حضورمان در منطقه را هم برطرف کنیم، شاید امروز شاهد افول گفتمان اعتدال و بازگشت ابر سنگین و تار دیدگاه های امنیتی بر اقتصاد و سیاست خارجی نمی بودیم. شاید اگر ما فعالان اقتصادی از زمان پیروزی گفتمان بخش خصوصی به مطالبات خود ادامه می دادند، امروز مجبور نبودیم عرصه اقتصاد و سیاست خارجی را به نظامیان واگذار کنیم. درد دل ما با وزیر محترم امور خارجه این است که شما که می دانستید تعدد مراکز تصمیم گیری در حوزه سیاست خارجی در داخل کشور چالش بزرگی برای شما و سیاست های گفتمان اعتدال است، چرا ما را محرم ندانستید و نگفتید چه افراد یا نهادهایی نمی خواهند گفتمان اعتدال ادامه یابد؟ چرا اجازه دادید اقتصاد قربانی سیاست شود؟ چرا اجازه دادید تحریم جای تکریم را بگیرد؟

جناب دکتر ظریف، شما در رویکرد سیاست خارجی خود در دولت دوازدهم اشاره کردید که: منطقه غرب آسیا در حال یك پوست‌اندازی راهبردی و تاریخی است، حساس‌ترین فضای عمل سیاست خارجی است. طراحی و برنامه‌ریزی سیاست خارجی در عین توجه به شرایط پیچیده و متحول جهانی و منطقه‌ای، باید با عنایت به ارزیابی دقیق و راهبردی از موقعیت جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان صورت پذیرد.  آیا شما قادر بودید در این فضا ارزیابی خود را به گوش مسئولین و مقام معظم رهبری برسانید؟ چرا باید برای اینکه وزارت امور خارجه به جایگاه سکانداری خود برسد، استعفا می دادید؟  مردم دل آرامی را بر دلواپسی ترجیح دادند اما چرا شما تا آخر راه، با مردم همدلی نکردید؟ این درد دل برادرانه را از ما بپذیرید. در عین حال اگر ممکن است بفرمایید که سیاست خارجی آینده کشور بر کدام محور خواهد بود، بر محور انزوا یا تعامل؟   

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: