به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

آیا روابط ایران و روسیه راهبردی و استراتژیک است؟ یا تنها تابعی از تحولات گذرای منطقه ای و بین المللی است و جنبه تراکنشی دارد؟ «مشارکت استراتژیک» مفهومی نسبتا جدید در روابط بین الملل است و هنوز هم یک اجماع نظری در خصوص مفهوم و مصدایق آن وجود ندارد. به اعتقاد برخی، نمی توان با بررسی یک سری فاکتورهای خاص از مشارکت استراتژیک میان دو کشور سخن گفت ولی از دید برخی، اگر همکاری ها در راستای تامین منافع مشترک و درازمدت اقتصادی و امنیتی باشد، میتوان آن رابطه را استراتژیک یا راهبردی توصیف کرد. از این منظر، توافقات و یا معاهدات تجاری و یا امنیتی-دفاعی می تواند یکی از مؤلفه های اینگونه مشارکت ها باشد. 

فارغ از اختلاف ها در تعریف مفاهیم و پیش شرط ها، به نظر می رسد که «موقعیت جغرافیایی» و «اشتراکات هویتی» دو عامل تعیین کننده برای تبدیل شدن دو کشور به شرکای استراتژیک است. اگر از این منظر به موضوع بنگریم، به استثنای اشتراکات هویتی، پایه هایی برای تبدیل شدن روابط ایران و روسیه به نوعی از روابط راهبردی وجود دارد. در عین حال از آنجا که شدت و ضعف روابط ما با روسیه تابعی از تحولات بین المللی و منطقه ای نیز هست، می توان در ماهیت راهبردی آن شک کرد و آنرا رابطه ای تراکنشی و کوتاه مدت در مقابل تحریم های غرب و یا مواضع منطقه ای ایران دانست.

ما با روسیه (یا آنچه از شوروی سابق باقی مانده) رابطه ای دیرینه داریم و به نظر می رسد در سالهای اخیر این روابط بیشتر و شاید هم نزدیک تر شده و به اعتقاد بسیاری به یک شراکت استراتژیک تبدیل شده است. البته فراز و فرودهایی که روابط ما با روسیه طی دوران های مختلف داشته بر نگاه و احساس عمومی نسبت به این رابطه سایه افکنده. الهه کولایی و عفیفه عابدی در مقاله «فراز و فرود روابط ایران و روسیه 1990 تا 2016» می گویند که هر چند ایران با تأکید بر حق حاکمیت، منافع خود را در سطوح گوناگون از مسیر رابطه با روسیه پیگیری میکند، اما میراث تاریخی روابط روسیه با ایران سبب شده همچنان نگاه بدبینانه همراه با بی اعتمادی به مسکو و روابط با این کشور، در مطبوعات و مردم ایران وجود داشته باشد. کولایی و عابدی روسیه را یکی از مهمترین «همکاران» سیاست خارجی ایران، و تنها «دوست» ایران در میان کشورهای قدرتمند جهان می نامند که ایران می خواهد در حوزه سیاست خارجی، مسکو را به «رابطه سودمند دو جانبه» بکشاند.

ایران روسیه راهبردی تراکنشیاما از نگاه ناظران خارجی روابط ما با روسیه عمیق و عمیق تر شده و از ایران و روسیه دو شریک استراتژیک ساخته. برای مثال رابین رایت در مقاله نیویورکر می نویسد: «رابطه مسکو و تهران زمانی از لحاظ نظامی، تاکتیکی بود؛ از لحاظ دیپلماتیک، سرد و حساب شده بود؛ و از لحاظ اقتصادی، عملگرایانه بود، ولی اکنون بیش از پیش به یک مشارکت استراتژیک تبدیل شده.»

جالب است که تحلیلگران ایرانی و غربی نسبت به روابط تهران و مسکو دو نگاه متفاوت دارند: کولایی و عابدی، ایران  و روسیه را «همکاران سیاست خارجی» می نامند و رابین رایت از «مشارکت استراتژیک» میان دو کشور سخن می گوید. مشارکت استراتژیک از توافق ها و قراردادها فراتر می رود و بر مبانی منافع ذاتی و جدایی ناپذیر طرفین تعریف می شود که معمولا در ژئوپولیتیک و هویت ریشه دارد. آیا روابط ما با روسیه به این سطح می رسد؟ نکته ای که تحلیلگران غربی بر آن تاکید دارند تغییر قطب بندی های بین المللی طی دو سال اخیر است. این تغییرات را می توان به ناآرامی های منطقه ای هم تعمیم دارد ولی سوال اینجاست که این قطب بندی ها تا چه میزان تعریف کننده منافع درازمدت ژئوپولیتیک و هویت می شود؟

مهدی سنایی، سفیر کشورمان در روسیه، در بحث مبناهای رابطه تهران و مسکو به فاکتورهای مهمی اشاره می کند. مبارزه با تهدید تروریسم، احترام به حاکمیت ملی کشورها و دوری از استانداردهای دوگانه از مواردی است که به اعتقاد دکتر سنایی، رویکردهای مشترک ایران و روسیه به مسایل جهانی را شکل می دهد. ولی نکته ای که باید توجه داشت این است که روسیه قدرتی است که هم در نظر و هم در عمل، تمایلات فرامنطقه ای دارد و از همین رو، تعریفی که از تهدید تروریسم و حاکمیت ملی کشورها ارائه می دهد لزوما با تعریف ما برابری نمی کند. البته در مقاطعی خاص، با تعاریف ما همپوشانی دارد و این نکته ای است که تحلیلگران غربی در مقطع کنونی بر آن انگشت گذاشته اند. ولی سوال اینجاست که این همپوشانی تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟

یکی از راه هایی که ما می توانیم رابطه خود را با روسیه تعمیق داده و به سطح مشارکت استراتژیک نزدیکتر کنیم، افزایش تعاملات تجاری است. سازمان فدرال گمرک روسیه در گزارشی اعلام کرده که تجارت ما و روسیه در شش ماه نخست سال ۲۰۱۸ م  به ۹۴۵ میلیون و ۱۸۱ هزار دلار رسید. این حجم از تعاملات تجاری برای رابطه ما با روسیه به هیچ وجه کافی نیست و عدم تعادلی که تعاملات تجاری با تعاملات سیاسی دارد به شکننده شدن این تعاملات سیاسی می انجامد. هرچند حجم تجارت ما با روسیه نسبت به سال 2018 م بیش از 208 میلیون دلار رشد نشان می دهد ولی هنوز ما راه زیادی برای پرکردن ظرفیت تعاملات تجاری خود با مسکو داریم.

یافتن ظرفیت های پنهان تجارت با روسیه هنری است که در تعامل دیپلماسی و اقتصاد پدید خواهد آمد. دکتر سنایی گفته استفاده از ارزهای ملی در تجارت بین ایران و روسیه قابل اجراست و هم اکنون هم بیش از ۲۰ درصد از تجارت ما با ارزهای ملی صورت می گیرد و گفتگوها بین بانک های مرکزی دو کشور برای استفاده از ارز ملی جریان دارد. انشاالله ادامه تلاش های دیپلماسی تجاری با همکاری بخش خصوصی واقعی پیگیری شود تا در این حوزه به نتایج قابل قبولی برسیم. البته قابل ذکر است که این راهبرد تنها در شرایط تحریم است که می تواند تا حدودی تسهیل کننده تجارت دوجانبه باشد.

در متن روابط ما با روسیه، مسئله رقابت و محدودیت های این کشور در حوزه نفت و انرژی، یکی از چالش های پیش رو برای ماست و این چالش با فشارهایی که روی روسیه وجود دارد دشوارتر هم میشود. همانطور که دکتر محمود شوری، عضو ارشد شورای علمی موسسه ایراس یادآور شده شرکت هایی مثل زاروبژنفت یا لوک‌اویل ناگزیرند مجموعه‌ای از ملاحظات را در تعاملات بین‌المللی خود مد نظر قرار دهند و از همین رو به رغم میل باطنی، نهایتا در مقابل تحریم های ظالمانه علیه ما تمکین می کنند. دکتر شوری می افزاید هم زاروبژنفت و هم لوک اویل شرکتهای دولتی هستند و طبیعتاً تصمیم نهایی برای خروج از ایران تصمیمی نبوده که صرفاً در هیئت مدیره این شرکت‌ها گرفته شده باشد و یا اینکه حداقل دولتمردان روسیه این قدرت را داشتند که مانع از اتخاذ چنین تصمیمی بشوند. با این حال هر تصمیمی غیر از خروج از ایران مستلزم پرداخت هزینه و پذیرش عواقب آن است و ظاهراً روسیه و چین حاضر نیستند متناسب با مواضعی که به لحاظ سیاسی دارند در حوزه مسائل اقتصادی هم هزینه‌های این مواضع را بپردازند.

ذکر دو نکته برای تأیید دیدگاه دکتر شوری کفایت می کند.  برای نمونه، سابقه موضع گیری های روسیه در بازار انرژی نشان می دهد که این کشور سیاست های نفتی خود را با ریاض هماهنگ می کند که لزوما منافع ایران را تأمین نمی نماید. از سوی دیگر در رابطه با سیاست های امنیتی منطقه، با وجود همکاری های گسترده ایران و روسیه در مسیر مبارزه با داعش، مسکو نگرانی های اسرائیل را در خصوص حضور نیروهای ما در منطقه مد نظر قرار می دهد.

باید توجه داشت که تحولات دو سال اخیر و تغییرات در قطب بندی سیاست بین الملل همچون تیغ دو لبه ای عمل می کند که از یک سو به سود ما و از دیگر سو در تقابل با منافع منطقه ای ما می باشد. افزایش تقابل تجاری آمریکا با چین نکته ای است که روس ها از آن استقبال می کنند و نهایت تلاش خود را می کنند که وضعیت موجود تداوم پیدا کند. از همین روست که در حوزه هایی همچون سوریه، منافع خود را در به حداقل رساندن تقابل با آمریکا می بینند و به همین علت ممکن است در تقابل با رویکرد ما در سوریه قرار بگیرند. به گفته دکتر جهانگیر کرمی، دانشیار روابط بین الملل دانشگاه تهران و عضو ارشد شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا، روس‌ها نمی‌خواهند به هیچ وجه در داخل سوریه به تقابل با آمریکا کشیده شوند، یا می‌خواهند خط قرمزهای آمریکا را رعایت کنند و اگر جایی هم قبول ندارند، می خواهند از طریق گفت‌وگو و فشار این را حل و فصل کنند.

باید توجه داشت تحلیل ها در خصوص روابط ایران و روسیه به شدت تابع شرایط زمانی است و این شرایط ممکن است به سرعت تغییر کند. از همین روست که استراتژیک یا تراکنشی خواندن روابط ایران و روسیه تحلیلی است که تاریخ مصرف دارد. به هر تقدیر، دو کشور در موقعیتی هستند که به واسطه نزدیکی جغرافیایی و نگرانی های مشترک امنیتی بتوانند روابط راهبردی داشته باشند. در عین حال با توجه به اینکه روسیه ممکن است در برخی از مسائل منطقه ای و یا با توجه به ملاحظات بین المللی در مسیری متفاوت از منافع مورد نظر ما گام بردارد، تعبیر تراکنشی بودن این روابط چندان نادرست نیست. باید دید برآیند این مشارکت های راهبردی و تراکنشی در درازمدت چه خواهد بود.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: