به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

بلوغ سیاسی تاجراندگردیسی فرایندی است که طی آن یک موجود زنده به واسطه گذار از مراحل گوناگون بیولوژیک و تاثیرات محیطی، تکامل می یابد و به موجود به ظاهر کاملا جدیدی بدل می شود. یک نمونه از دگردیسی تبدیل کرم به پروانه است. هر چند جانور پس از دگردیسی کاملا تغییر یافته ولی در واقع موجود جدید، ادامه و تکامل موجود اول است. این روند را می توان به عنوان تمثیلی برای تحولات سیاسی نیز به کار برد. در کشور ما چهار دهه طول کشید تا سیاست خارجیمان دگردیسی خود را تکمیل کند و به مرحله تکامل برسد. انقلاب اسلامی هویتی را برای سیاست خارجی کشور رقم زد که از سویی با مبانی ایدئولوژیک انقلاب همخوانی داشت و از دیگر سو برآیند منطقی شرایط منطقه ای و فرامنطقی سالهای آخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت بود.

در سالهای پنجاه و شصت شمسی و در متن جنگ سرد و تنشهای موجود، شعار «نه شرقی، نه غربی» گزینه مناسبی به نظر می رسید و با شرایط دو قطبی معادلات بین المللی هماهنگی داشت. اما با گذشت زمان و بلوغ هویت ایرانی-اسلامی از یک سو و بروز تحولات بین المللی و ورود به جهان چند قطبی از دیگر سو، سیاست خارجی ما هم تحول یافت و به برآیندی واقعی از درونزایی و برونگرایی بدل گردید.

طبق روال معمول پژوهشگران حوزه علوم سیاسی، ما نیز می توانیم برای تحلیل روابط خارجی کشورمان، در سه سطح به توصیف رفتاری دولت - ملت بپردازیم. این سطوح تحلیلی در سه رده فرد، دولت و سیستم ها تعریف می شوند. (برخی از پژوهشگران علوم اجتماعی سطح چهارمی نیز به عنوان سطح تحلیل منطقه ای افزوده اند.) در رده فرد، عملکرد بین المللی بر اساس الگوهای رفتاری فردی تعریف می شود. در رده دولت، به توانائی های داخلی و تحول سیاستها و سازمانهای داخل یک کشور توجه می شود. در رده تحلیل سیستم، تمرکز بر نظام کلی جهانی است که تعامل مثبت و منفی کشورها در چارچوب آن انجام می شود. در این رده از تحلیل، سیاست خارجی همیشه یک فرایند مذاکره تعاملی، دوجانبه و یا چند جانبه است و تنها از طریق بررسی تحرکات داخلی یک کشور قابل پیش بینی نیست. رده تحلیل منطقه ای نیز بررسی تاثیر همسایگان یک کشور و کنشگران منطقه ای را در بر می گیرد که بر عملکرد یک دولت تاثیر می گذارد.

کابینه تاجرانبا نگاهی به چهار سال فعالیت دولت یازدهم و با مطالعه برنامه های دولت دوازدهم می توان به این نتیجه رسید که اصول قدیمی سیاست خارجی کشور در جهت راه کارهای جدیدی همچون تشکل گرایی، چند جانبه گرایی و پیمان سازی پیش می رود و دگرگون می شود. این دگرگونی را می توان در هر چهار سطح تحلیل مشاهده کرد. درست همان طور که یک کرم ابریشم فرایند بلوغ زیستی را طی می کند، دولت ها نیز با طی فرایند بلوغ سیاسی به توسعه و اعتماد سازی می رسند. در حقیقت جمهوری اسلامی ایران با پشت سر گذاشتن چالش های بی شمار توانست به این دگردیسی و تکامل نائل شود. چالش هایی که در ابتدای امر با تحرکات ضد انقلاب آغاز شد و در شکل جنگ تحمیلی و تهدیدهای منطقه ای و تحریم های ظالمانه ایران ادامه یافت. در این مسیر ظرفیتهای درونزای کشور آزموده شد و طی چهار سال گذشته شرایط برای به فعلیت رسیدن این ظرفیت ها در همراهی با رویکردهای برونگرا مهیا گردید.

پارادایم تازه ای که تیم دیپلماتیک دکتر روحانی به تفصیل بیان کرده و مورد حمایت مقام رهبری نیز می باشد، نمایانگر همان رده فردی است که در ابتدا از آن سخن رفت. در رده دولت نیز می توان به نوگرائی و گرایش برای آزاد سازی در حوزه سازمانهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی (که به تدریج در حال تکوین و اجراست) اشاره کرد. جالب توجه است که تقریبا همه رسانه های کشور، تنوع و شمولگرایی سیاسی را به بخش لایتجزی گفتمان سیاسی خود تبدل کرده اند. این امر حاکی از آن است که همه مسئولین سعی در پایبندی به این ارزشها دارند و مردم نیز به مشارکت مستمر در گفتمانها و فرایندهای سیاسی عادت کرده اند.

کتاب دکتر ظریف تاجراننمونه ای از تحلیل در سطح سیستم بین المللی را می توان در کتاب اخیر جواد ظریف در باره سیاست های جهانی یافت. در این کتاب دکتر ظریف به تفصیل از تشکیل یک نظم نوین جهانی که باید بر اساس جهان چند قطبی، سیاستهای ضد استیلاطلبانه و دیپلماسی برد- برد ( در عوض انزواطلبی و بازی بدون برنده) سخن می گوید. تعامل، وابستگی متقابل و گذار از رویکرد استعماری ایده هائی است که ظریف در نوشتارها و سخنان خود بارها از آن سخن گفته است. در سطح منطقه ای نیز دکتر ظریف اهمیت بازیهای سیاسی سنتی را مردود می شمارد و بر اهمیت وحدت منطقه ای، امنیت منطقه ای و همکاری های اقتصادی تاکید می کند.

با چنین رویکرد نوینی، دولت آقای روحانی امنیت را با عنوان مفهومی فرامرزی به شکل امنیت جمعی تعریف می کند. امنیت و رفاه اقتصادی ایران تنها در منطقه ای امن و توسعه یافته معنا خواهد داشت. البته مخاطراتی که از سوی جریانهای پوپولیستی و حمایت گرایانه ایجاد می شود را هم نباید از نظر دور داشت. دکتر روحانی با اشاره به این مخاطرات، راه حل را در جمعگرایی، مذاکره و نیز تلاشهای متقابل برای حل مشکلات منطقه ای از طریق بهبود روابط و نیز کاهش هزینه ناشی از رقابتهای منطقه ای ارزیابی کرده است.

به این ترتیب نضج گرفتن موسسات مدرن، سرمایه گذاری در فناوری های مدرن و به روز شدن سیستم مالی شفاف و کارآمد، و در عین حال گسترش تجارت بین المللی و رسیدن به توافق های دوجانبه و چند جانبه در زمینه های فرهنگی، آموزشی و زیست محیطی، باید گفتمان و عملکرد دولت دوازدهم باشد. اینها در واقع اجرایی شدن سیاست های درونزایی و برونگرایی است. چالشهای بسیاری پیش روست ولی همین بلوغ حاصل شده و پیگیری روند اعتدالگرایی، امید بخش تحولات بسیار مثبت در سیاست داخلی و خارجی خواهد بود.  

درونزایی و برونگرایی در دولت دوازدهم

تنش زدایی و برونگرایی، کلید موفقیت دیپلماسی تجاری

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا سیاست ها و رویکردهای منطقه ای ما نیاز به بازبینی دارد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: