به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

طی سال های اخیر طرح جاده ابریشم نوین یکی از اصلی ترین طرح های دولت چین بوده که هم ابعاد سیاسی و هم ابعاد اقتصادی دارد و از اصلی ترین تلاش های استراتژیک دولت پکن برای مقابله با چالش های منطقه ای و بین المللی در جهان چند قطبی امروز محسوب می شود. پروژه هایی که به طرح عظیم احیا جاده ابریشم گره خورده، هم می تواند به افزایش نفوذ چین کمک کند و هم برای کشورهایی مثل ایران که در این مسیر قرار گرفته اند سودمند باشد. در این راستا، ما ضمن استقبال از فرصت های پیش رو برای پیگیری دیپلماسی تجاری و جذب سرمایه گذاری خارجی، باید درک درستی از نیات درازمدت دولت پکن داشته باشیم و برونگرایی را با هشیاری و استقلال رای همراه کنیم.

همانطور که اسدالله عسگراولادی، رئیس اتاق مشترک ایران و چین تاکید کرده، گام اول مشارکت در طرح «یک کمربند، یک راه»، شناخت بیشتر کشورهای همکار است و در این میان هشیاری درباره برنامه های درازمدت مهمترین کشور این طرح یعنی چین بسیار حیاتی است.

اصلی ترین برنامه احیاء جاده ابریشم که به طرح «یک کمربند یک راه» موسوم شده، ظرفیت اتصال بیشتر مناطقی از 65 کشور جهان را دارد و می تواند چشم انداز ژئوپولیتیک منطقه اوراسیا را عوض کرده و قدرت منطقه ای چین را افزایش دهد. برای تامین مالی این طرح، چین بانک سرمایه گذاری زیرساختی آسیا را ایجاد کرده که امکان دور زدن صندوق بین المللی پول و کاهش نفوذ بانک جهانی را هم می تواند فراهم می کند. این وضعیت فرصت ها و مخاطرات خود را در بر دارد که باید با همکاری و همگرایی دولت و بخش خصوصی به طور دقیق و کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد.

دولت پکن با محاسبات استراتژیکی که انجام داده به طور وسیعی روی پروژه های جاده جدید ابریشم سرمایه گذاری کرده است. این برنامه ریزی ها چیز تازه ای نیست و همانطور که پنج سال پیش وانگ جیشی، رئیس سابق گروه روابط بین الملل دانشگاه پکن توضیح داده بود سرمایه گذاری های چین در مسیر جاده ابریشم در رقابت با قدرت های منطقه ای بین المللی معنی پیدا می کند. در واقع به سود چین است که در تمامی مناطق آسیای جنوبی و مرکزی و غربی و همچنین آسیای میانه سرمایه گذاری کرده و به گسترش روابط تجاری بپردازد زیرا در این مناطق به طور جدی با اتحادیه اروپا، روسیه، هند، آمریکا و ژاپن رقابت می کند ولی در ضمن کشورهای این مناطق اتحاد نظامی با آمریکا ندارند.

البته همانطور که بسیاری از کارشناسان اشاره کرده اند، علاوه بر منافعی که پروژه های جاده ابریشم جدید برای اقتصاد چین دارد، در دست داشتن ابتکار عمل در تنظیم قراردادها و اعمال نظر در نحوه تجارت، در راستای منافع سیاسی چین عمل خواهد کرد. پذیرش این شرایط از سوی کشورهای حوزه جاده ابریشم می تواند به یک اهرم قدرتمند سیاسی برای دولت پکن تبدیل شود و ما باید با هشیاری در این زمینه وارد عمل شویم. نگرانی برخی از کشورهای قدرتمند آسیا همچون ژاپن و هند نسبت به طرح های استرانژیک چین در همین راستا قابل فهم است. برای مثال پذیرش کریدور اقتصادی 46 میلیارد دلاری چین و پاکستان که از منطقه کشمیر می گذرد برای هند دشوار است.

نکته ای که کارشناسان نسبت به آن هشدار داده اند بروز پدیده موسوم به «دیپلماسی تله وام» است که می تواند گریبان کشورهای در حال توسعه را بگیرد. اعطای وام های عظیم به کشورهای در حال توسعه ممکن است این کشورها را در درازمدت به چین وابسته کند. البته در مواردی که یک کشور بتواند استفاده بهینه ای از کمک های مالی کند، می تواند دیپلماسی تله وام را به یک فرصت برای رشد بدل کند

برای مثال هم اکنون کشور سریلانکا قرض های زیادی دارد که ناشی از برنامه های اشتباه این کشور بوده است. فرودگاه بین المللی ماتالا راجاپاکسا که با مناطق پرجمعیت این کشور فاصله زیادی دارد به یکی از خلوت ترین فرودگاه های جهان بدل شده و همین امر دولت سریلانکا را مجبور کرد تا 80 درصد از بندر نزدیک به این فرودگاه را به قیمت 1.1 میلیار دلار به یک شرکت دولتی چینی بفرشند. این امر شرایط استراتژیک خوبی برای چین در اقیانوس هند فراهم کرده ولی در درازمدت این روند به ضرر سریلانکاست. در واقع چین با استفاده از چالش های اقتصادی کشورهای منطقه، برای خود جای پای سیاسی و اقتصادی درست می کند.

از دیگر نمونه های مشابه می توان به پروژه چند میلیونی بندر گوادر پاکستان اشاره کرد که متوقف مانده و می تواند مشکلات عظیمی برای دولت اسلام آباد ایجاد کند. عدم توافق در خصوص نرخ تعرفه های گمرکی برای این طرح مشکل ساز شده و در همین حال دولت پاکستان با تراز منفی تجاری 28 میلیارد دلار با چین روبروست و نمی تواند قرض هایش به این کشور را بازپس دهد. در همین حال تعیین شرایط شراکت تجاری با چین هم چالش بزرگی برای کشورهایی همچون اندونزی، فیلیپین و نیجریه بوده است. این کشورها به کیفیت پائین اجرای پروژه های زیرساختی چین و عدم رعایت استانداردهای زیست محیطی معترضند. در عین حال استفاده از کارگر چینی توسط شرکت های چینی هم برای کشورهای میزبان خوشایند نیست.

پیگیری همکاری های اقتصادی ایران و چین در قالب اتاق مشترک دو کشور رویکرد مناسبی برای مشارکت های مربوط به طرح جاده ابریشم نوین خواهد بود و خوب است دولت دوازدهم، اولویت بندی های خود در این طرح را با همکاری نزدیک بخش خصوصی انجام دهد. به هر حال، همانطور که اسدالله عسگراولادی گفته چین بزرگترین شریک تجاری ماست و به لحاظ حجم بالای مراودات تجاری دوجانبه، چین عملا کشور همسایه تلقی می شود. با گسترش طرح احیاء جاده ابریشم این همکاری ها بیشتر هم خواهد شد و اگر در این روند از نظرات همه گروه های دخیل در اقتصاد و تجارت کشور بهره گرفته شود، می تواند به استفاده حداکثری از ظرفیت های یک جاده یک کمربند امیدوار بود. 

جاده ابریشم و دیپلماسی تجاری چین

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا سیاست ها و رویکردهای منطقه ای ما نیاز به بازبینی دارد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: