به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

دیپلماسی هنر گفتگو و مذاکره برای رسیدن به توافق میان کشورها و جلوگیری از تقابل و تنش است. دیپلماسی ذاتا در جهت تفاهم است و این هنر گفتگو زمانی که در حوزه تجارت و اقتصاد به کار گرفته می شود ثمراتی دوچندان پیدا می کند. دیپلماسی تجاری میان کشورها از یک سو به رشد و توسعه اقتصادی می انجامد و از دیگر سو روابط درازمدت و صلح آمیز میان کشورها را تضمین می کند. در این راستا، دیپلماسی تجاری باید یکی از اولویت های سیاست خارجی همه کشورها باشد. البته باید توجه داشت که پیگیری دیپلماسی تجاری به هیچ وجه منحصر به مقام های دولتی نمی شود و دست اندرکاران بخش خصوصی و فعالان اقتصادی هم از بازیگران اصلی دیپلماسی تجاری محسوب می شوند. خوشبختانه تلاش های اتاق های بازرگانی کشور حاکی از آگاهی فعالان بخش خصوصی نسبت به اهمیت این موضوع است. همانطور که غلامحسین شافعی، رئیس اتاق بازرگانی ایران تاکید کرده پارلمان بخش خصوصی کشور برای استفاده از موقعیت برجام همواره سعی کرده دیپلماسی اقتصادی را در کنار دیپلماسی سیاسی دولت تقویت کند.

مسئله برونگرایی و درونگرایی اقتصادی یکی از اصلی ترین گره های تئوریک در بحث دیپلماسی تجاری و تحقق این دیپلماسی در چهارچوب اقتصاد مقاومتی است. زمانی که اقتصاد مقاومتی به غلط به اقتصاد تقابلی تعبیر شود، دیپلماسی تجاری بی اهمیت می گردد و درونگرایی به گونه ای یک بعدی و تنگ نظرانه تبلیغ می شود. این در حالی است که همانطور که از بیانات مقام معظم رهبری هم مشهود است اقتصاد مقاومتی به معنی اقتصاد مقاوم است و در این تعبیر، دیپلماسی تجاری برای ایجاد تنوع در شرکای اقتصادی و تضمین این مشارکت ها از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود. به گفته زهرا سعیدی مبارکه، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، موضوع دیپلماسی اقتصادی از مهمترین و راهبردی ترین مصادیق اقتصاد مقاومتی است و در بحث برون گرایی - که یکی از اساسی ترین راهبردهای اقتصاد مقاومتی است - موضوع دیپلماسی اقتصادی اهمیت مضاعفی پیدا می کند. همانطور که کامبیز میرکریمی عضو هیات مدیره اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه یادآور شده، تمامی اسناد بالادستی توسعه کشور تاکید دارند که دیپلماسی اساسی تجارت خارجی کشور همان «سیاست توسعه صادرات» بر گرفته از یک اقتصاد درونزا و برونگراست.

اکنون که در دوران پساتحریم به سر می بریم اهمیت دیپلماسی تجاری دو چندان می شود. در این راستا هم ارتباط با دولت ها و هم ارتباط با بازیگران بخش خصوصی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در بعد دیپلماسی تجاری دولتی، مدلی که دولت یازدهم در تعامل با کشورهای تولید کننده نفت پی گرفت می تواند نمونه خوبی برای دیگر تلاش ها باشد. نتایج نشست اخیر اوپک حاکی از موفقیت تلاش های دیپلماتیک ایران برای تثبیت میزان تولید نفت و حفظ روند منطقی عرضه جهانی این کالا بود. همانطور که فریال مستوفی، عضو هیئت نمایندگان اتاق تهران تاکید داشته، دیپلماسی وزارت نفت، با توجه به موفقیتی که در عرصه اقتصاد سیاسی بینالملل داشت، می‎‎تواند به الگویی برای دیپلماسی اقتصادی کشور بدل شود و وزارتخانههای دیگر با سرمشق گرفتن از آن در بخشهای مختلف صنعت، معدن، تجارت و کشاورزی کشور دیپلماسی اقتصادی را در ایران همه گیر کنند.

افزایش سرمایه گذاری خارجی نیز مستلزم تلاش های فشرده و جدی در حوزه دیپلماسی تجاری است. همانطور که محمد خزاعی، معاون وزیر اقتصادی و امور دارایی تاکید کرده، ما باید مثل کشورهایی همچون مصر، برنامه منسجمی برای جذب سرمایه گذاری داشته باشیم و در این راستا میتینگ‌های تبلیغاتی در گوشه گوشه جهان به راه  اندازیم. ضمن پیگیری این تلاش ها باید توجه داشت اکنون تنها یک سال از امضای برجام می گذرد و دیپلماسی تجاری در شکل جدیدش پدیده ای نوپاست و نباید انتظار داشت که سرمایه گذاران خارجی به سرعت وارد بازارهای ایران شوند. در این راستا اعتمادسازی از اهمیت زیادی برخوردار است و یکی از راه های این اعتمادسازی جذب سرمایه هموطنان خارج از کشور است. فریدون وردی‌نژاد، سفیر اسبق ایران در چین و مشاور دبیرکل اتاق تهران در امور چین معتقد است تجربه چین در این زمینه می تواند برای ما آموزنده باشد. به گفته آقای وردی نژاد، در زمان تحولاتی سیاسی چین و باز شدن دروازه‌های اقتصادی این کشور به روی جهان، سرمایه‌گذاران خارجی اعتقادی به همکاری با چین نداشتند بنابراین، سیاست‌گذاران این کشور تصمیم گرفتند ابتدا راه ورود سرمایه شهروندان چینی در خارج از این کشور را هموار کنند و در کوتاه مدت به این مهم دست یافتند و این اقدام باعث شد تا دیگر کشورها نیز در چین سرمایه‌گذارای کنند. همانطور که پیشتر اشاره کرده بودیم تابعیت مضاعف به تجارت مضاعف می انجامد و این تجارت مضاعف راه را برای ورود گروه های سرمایه گذار مختلف به کشور باز می کند.

در آخر باید بار دیگر یادآور شویم که در دوران پساتحریم، حضور پررنگ تر کشورمان در مجامع بین المللی اقتصادی و تجاری باید با جدیت بیشتری در دستور کار باشد و این تلاش ها در واقع فصل مشترک دیپلماسی سیاسی و تجاری کشور است. در این راستا، عضویت دائم ایران در سازمان تجارت جهانی یکی از موضوعات مهم است. اواخر سال گذشته دکتر روحانی تاکید کرد در فضای پسابرجام فرصت برای عضویت دائم ایران در سازمان تجارت جهانی بوجود آمده و ما با توجه به ظرفیتهای بزرگ منطقه ای و اقتصادی که داریم، می‌توانیم نقش سازنده‌ ای در این سازمان ایفا کنیم. علاوه بر تلاش های مستقیم برای عضویت در سازمان تجارت جهانی، افزایش تعامل تجاری با شرکای خارجی و جذب سرمایه خارجی نیز می تواند به طور غیرمستقیم شرایط را برای عضویت ایران فراهم سازد. همانطور که محمدرضا بختیاری، معاون امور بین‌الملل اتاق تهران تاکید کرده، با توجه به فضای پسابرجام و احیای جایگاه سیاسی ایران در سطح بین‌المللی، مشارکت سرمایه گذاران خارجی در اقتصاد کشور امکان پذیر شده و این امر می تواند به تسهیل عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی بیانجامد. در این راستا، باید در وهله اول با ایجاد فضای سرمایه نوازی، شرایط مناسبی برای ورود سرمایه های خارجی فراهم کنیم و در وهله دوم با افزایش اعتماد سازی در عرصه دیپلماسی سیاسی، تلاش ها برای عضویت در سازمان تجارت جهانی را پیش ببریم.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: